تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
هستند ، از اين واقعيت هم تأييد مىيابد كه اكثر سوره‌هاى داراى حروف مقطعه ، با اشاره به كتاب آسمانى يعنى قرآن يا وحى آغاز مىشوند . از ميان 29 سورهء داراى حروف مقطعه فقط سه سوره هست كه چنين اشاره‌اى به دنبال حروف مقطعه ندارد ، كه عبارتند از سوره‌هاى مريم ، عنكبوت ، و روم . با توجه به اين‌كه در متن سورهء مريم كرارا به كتاب آسمانى اشاره مىشود ، آن را مشكل بتوان استثنايى از اين قاعده شمرد . همچنين ، تجزيه و تحليل نشان مىدهد كه سوره‌هاى داراى حروف مقطعه يا متعلق به دورهء اخير مكى يا مدنىاند ، و يا دست‌كم نشانه‌هايى از بازنگرى اخير دارند . اينها متعلق به دوره‌اى هستند كه حضرت رسول [ ص ] آگاهانه در پى جمع و تدوين وحىنامه‌اى شبيه به وحىنامهء موحّدان پيشين بود . ممكن است اين حروف تقليدهايى باشد از بعضى نوشته‌ها كه مشتمل بر اين متون بوده است . در واقع ، در بعضى از اين مجموعه‌هاى حروف ممكن است واژگانى را ديد كه به سريانى يا عبرى نوشته شده كه بعدها به عربى ، قرائت شده است . اما اين پيشنهاد نيز مانند ساير پيشنهادها ، اثباتش ممكن نيست . ما سخن خود را همان‌جايى كه آغاز كرده‌ايم ، به پايان مىبريم ؛ اين حروف اسرارآميزند و از آغاز تاكنون هيچ تفسيرى موفق به كشف رمز آنها نشده است .

4 . هيئت خطابى قرآن

اين نظر مقبوليت دارد كه حضرت رسول [ ص ] معتقد بود كه وحى از بيرون بر او نازل مىگردد ، و تمايز روشنى بين آنچه بدين ترتيب بر او نازل مىشد و افكار و اقوال خود قائل بود . بنابراين ، قرآن عمدتا [ يا اساسا ] در قالب خطاب به حضرت محمد [ ص ] ريخته شده است ، نه خطاب كردن مستقيم حضرت محمد [ ص ] به همنوعانش ، هرچند مدام به او دستور داده مىشود كه بديشان پيامى را برساند . مسئلهء قائل و مخاطب ، يعنى هيئت خطابى قرآن شايستهء تأمل است . بر وفق معتقدات اسلامى ، غالبا اين استنباط برقرار است كه در سراسر قرآن قائل خداوند است ، و پيامبر [ ص ] به عنوان دريافت كنندهء وحى ، مخاطب اوست . خداوند ، گاه به صيغهء اول شخص مفرد سخن مىگويد . يك نمونهء بارز آن آيهء 56 و 57 سورهء ذاريات است : « و جن و انس را جز براى آن‌كه مرا بپرستند ، نيافريده‌ام . از آنان رزقى نخواسته‌ام و