تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
نخواسته‌ام كه به من خوراك دهند » . همچنين است آيهء 18 سورهء ملك ، آيات 11 تا 15 سورهء مدّثر ، و حتى عبارات مشخصا مدنى ، نظير آيهء 40 و 47 سورهء بقره ، ( كه درآن‌جا خداوند مستقيما با بنى اسرائيل خطاب دارد ) و نيز آيهء 186 سورهء بقره . اما در مواردى كه گوينده [ طبق ساختار نحوى و زبانى ] خود خداوند است ، بيشتر به صورت اول‌شخص جمع سخن مىگويد . از آن‌جا كه [ در عقايد اسلامى و ] طبق آموزهء قرآن آفرينش حق و امتياز خداوند است ، عباراتى كه در آنها گوينده ادعاى آفرينش دارد ، قطعا بايد اقوال مستقيم خداوند تلقى شود ؛ نظير آيهء 26 سورهء حجر ، و آيهء 70 سورهء اسراء ، و آيات 16 تا 18 سورهء انبياء ، و آيات 12 تا 14 سورهء مؤمنون ، و بسيارى آيات ديگر . اگر عباراتى كه در آنها ذكرى از آفرينش نيست ، ولى در همان هيئت هستند ، ملاحظه شود ، معلوم خواهد شد كه اغلب آيات و عبارات قرآن قول خداوند است كه به رعايت جلال و عظمتش با ضمير و صيغهء جمع سخن مىگويد . همچنين آشكار است كه در بسيارى عبارات ، پيامبر مورد خطاب است . آيات مشهورى كه معمولا جزو اولين پيام‌هاى وحيانى به شمار مىآيند : « اى مرد جامه بر خود پيچيده . برخيز و هشدار ده . و پروردگارت را تكبير گوى . . . » ( مدّثّر ، آيات 1 - 7 ) ، و « بخوان به نام پروردگارت . . . » ( آيات 1 - 5 سورهء علق ) ، آشكارا خطاب به پيامبر [ ص ] اند . كاربرد دوم‌شخص مفرد نيز در قرآن بسيار شايع است ، و فرد مورد خطاب بايد خود حضرت محمد [ ص ] باشد . بسيارى عبارات ، ناظر به شخص حضرت [ ص ] است ، ازجمله تشويق‌ها ، تحريض‌ها ، اطمينان بخشيدن به صحت و واقعيت وحيى كه به او مىشود ، عتاب‌ها و راهنمايىها در باب نحوهء عمل او . از سوى ديگر ، بسيارى از عبارات كه بدين گونه خطاب به حضرت [ ص ] است ، اشارهء خاصى به او ندارد ، بلكه براى ديگران هم جاذبه دارد . امثال اين عبارت بارها تكرار شده است كه « در اين [ آيات ] پندى براى پرهيزگاران است . » حتى آن‌جا كه چنين تصريح و بيانى نيست ، اين قصد آشكار است كه اين رابطه [ با غيب ] بايد به اطلاع همگان برسد ؛ پيامبر به خواندن يا قرائت تحريض مىگردد و با همين شيوه يعنى خواندن بود كه وحى قرآنى بر همگان آشكار شد . گاه هست كه پيامبر [ ص ] به عنوان نمايندهء مردم مخاطب قرار مىگيرد ، و پس از خطاب
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 106 | ريچارد بل / بهاء الدين خرمشاهى