تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
مستقيم به او چه‌بسا دنباله‌اش به صيغهء غياب يا خطاب ديگران باشد ، چنان‌كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ »
( سورهء طلاق ، آيهء 1 ) . اين فرض و استنباط كه در هر آيه و عبارت قرآنى ، گوينده خداوند است ، خود مشكلاتى به بار مىآورد . غالبا به خداوند در هيئت سوم‌شخص اشاره مىشود . بىشك براى هر گوينده‌اى جايز است كه گاه به خود در هيئت سوم‌شخص اشاره كند ، ولى ميزانى كه مىبينيم پيامبر [ ص ] ظاهرا مخاطب قرار گرفته و دربارهء خداوند به عنوان سوم‌شخص غايب سخن مىگويد ، غيرعادى و شگفت است . بعضى به اين مسئله به ديدهء تمسخر نگريسته‌اند كه در قرآن خداوند به خودش سوگند ياد كند . « 1 » اين نكته كه خداوند در برخى فقرات [ به‌جاى اقسم ( قسم مىخورم ) ] ، لا اقسم ( ظاهرا يعنى قسم نمىخورم ) به كار مىبرد ، قابل انكار نيست [ ازجمله - آيات اول سورهء قيامت ، و سورهء بلد ] . اين نحو كاربرد احتمالا يك شيوه و كاربرد سنتى بوده است . « 2 » اما صورت
« وَ رَبِّكَ »
[ و او سوگند + رب ] مشكل مىتواند از زبان خداوند باشد . « ربّ » نام پركاربرد خداوند در قرآن است ، چنان‌كه در دو آيه‌اى كه پيش‌تر نقل كرديم آمده است . « 3 » با اين‌حال ، در قرآن عبارتى هست كه همگان اذعان دارند كه از قول فرشتگان است ؛ يعنى آيات 64 - 65 سورهء مريم :
« وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ ما بَيْنَ أَيْدِينا وَ ما خَلْفَنا وَ ما بَيْنَ ذلِكَ وَ ما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا . رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَاعْبُدْهُ وَ اصْطَبِرْ لِعِبادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا » .
در آيات 160 تا 166 سورهء صافات نيز تقريبا همين اندازه روشن است كه فرشتگان سخن مىگويند . حال اگر اين استنباط پذيرفته شود ، مىتوان آن را به عباراتى هم كه به اين اندازه صراحت ندارند تعميم و تسرّى داد . درواقع اين‌گونه دشوارىها در بسيارى آيات با اين تعبير قابل رفع است كه بگوييم جمع به‌كاربردن آنها يادآور نوعى جمع به‌كاربردن
هامش
( 1 ) . ولى قس با رسالهء عبرانيان [ در عهد جديد / انجيل ] ، باب 6 ، آيهء 13 . ( 2 ) . در عبارت قرآنى« فَلا أُقْسِمُ »معلوم نيست كه « لا » را بايد حرف و علامت نفى گرفت ، يا علامت تأكيد ( قس با تفسير بيضاوى ، ذيل آيهء 75 سورهء واقعه ) . ريچارد بل در ترجمه‌اش از قرآن ، آن را تعبير و عبارتى منفى مىگيرد ، ولى به نظر مىرسد اگر « لا » را تأكيدى بگيريم ، معناى بهترى حاصل مىشود . در چنين وضع ترديدآميز و دو پهلويى ، بهتر است دنبال قاعده و سابقه‌اى از اين كاربرد باشيم . ( 3 ) . منظور آيات نخستين در سوره‌هاى علق و مدثر است . ( م )