تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
ضماير و افعال مربوط به خداوند است . ولى همواره بين اين دو نمىتوان فرق نهاد ، و مواردى كه تغيير ناگهانى از خداوند به‌عنوان سوم‌شخص غايب به « ما » كه راجع به خداوند است ، پيش مىآيد ، قابل چون‌وچراست . ازجمله در آيهء 99 سورهء انعام و آيات 45 تا 47 سورهء فرقان . در بخش‌هاى متأخر قرآن ، اين امر قاعده‌اى تقريبا لا يتغير مىنمايد كه كلمات از زبان فرشتگان يا از زبان جبرئيل كه در مورد خود ضمير جمع « ما » به‌كار مىبرد ، به پيامبر [ ص ] خطاب مىشود . از خداوند در هيئت سوم‌شخص سخن گفته مىشود ، ولى همواره اراده و دستورات اوست كه بدين ترتيب به انسان‌ها ابلاغ مىگردد . حتى در جايى هم كه مردم يا مؤمنان مستقيما مورد خطاب هستند ، اين نكته صادق است . در بعضى از اين عبارات چه‌بسا در اولين نظر چنين بنمايد كه حضرت محمد [ ص ] پيروانش را با كلمات خويش مورد خطاب قرار داده است ؛ ولى در بسيارى از آنها علايم و امارات سخن گفتن فرشته چندان واضح است كه بايد بپذيريم صورت تمام آنها همين است . حضرت محمد [ ص ] بيانگر و بازگوكنندهء اراده و كلام الهى است كه توسط جبرئيل به او ابلاغ شده و او همچون يك مأمور محرم در حد واسط بين دربار يا درگاه [ الهى ] و مردم ايستاده است . او هميشه مطيع است . گاه پيام‌هايى دريافت مىكند كه بايد به مردم برساند ، يا احكام و اوامرى كه ناظر به خودش است دريافت مىكند . گاه به‌عنوان نمايندهء مردم مستقيما مورد خطاب قرار مىگيرد . در اوقات ديگر رهنمودها و دستوراتى براى سلوك شخصى خود به او داده مىشود . گاه از خط حد واسط به اين‌سوتر مىآيد و احكام و اوامر الهى را مستقيما به مردم مىرساند . بدين‌سان در اين عبارات متأخر فضاى كاملا يكدست باقى مىماند ؛ يعنى خداوند سوم‌شخص و در پشت صحنه است ، و ضمير « ما » ى سخنگو فرشته ( يا فرشتگان ) است ، و روى خطاب وحى و پيام‌هاى آسمانى با حضرت رسول [ ص ] است ؛ حتى آن‌جا كه مردم مستقيما مخاطب هستند ، و كلمات [ الهى ] از طريق او انتقال مىيابد ، او همچنان بازگوكنندهء محض است . فضاى هنرى بعضى از عبارات مقدم‌تر بايد در پرتو اين نتيجه ملاحظه شود . چند آيه و عبارت هست كه مىتوان انديشيد كه حضرت محمد [ ص ] از جانب خود سخن
در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى ) — صفحة 108 | ريچارد بل / بهاء الدين خرمشاهى