تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الأسرار ومنبع الأنوار — صفحة مقدمه 65

مساهمون:

صمقدمه ٦٥
كتاب سوم داراى توازن جالب توجهى است هر يك از چهار فصل كتاب سوم از سه مفهوم بنيادين عرفان شيعى به گونه اى بحث مىكند كه نشانگر همسانى اصطلاحات هر يك از سه پايهء چهارگانه است : 1 ) شريعت ، طريقت ، حقيقت ، 2 ) رسالت ، نبوت ، ولايت ( ولى الله ) ، 3 ) وحى ، الهام ، كشف ، 4 ) اسلام ، ايمان ، ايقان . فصل مربوط به نبوت و ولايت داراى اهميت خاصى است . سيد حيدر آملى كه همچنان كه به تكرار ياد آورى كرديم ستايشگر ابن عربى است توضيح مىدهد كه چرا از نظر تاريخى و ماهوى نمىتوان اين سخن ابن عربى را پذيرفت كه عيسى بن مريم خاتم ولايت مطلقه است و همينطور نمىتوان اين سخن برخى از مريدان ابن عربى را پذيرفت كه شخص ابن عربى خاتم ولايت مقيده يا خاتم ولايت محمديه است . خاتم ولايت مطلقه جز نخستين امام نمىتواند باشد و خاتم ولايت محمديه فقط مىتواند كسى باشد كه شيعهء دوازده امامى أو را امام دوازدهم ، مهدى موعود و امام غايب فرزند امام حسن عسكرى ( عج ) مىداند . تفصيل اين احتجاج حدود سى سال بعد در مقدمهء نص النصوص تكرار خواهد شد ( بالاتر در شمارهء 34 كتابشناسى توضيح داده شد ) . از آن جايى كه مفهوم ولايت از مفاهيم بنيادين امام شناسى شيعى است موضع حيدر آملى معرف موضع عرفانى شيعى در قبال ابن عربى است . در ميان انبوه شرحهاى فصوص الحكم كه بدون آشنايى با آنها نمىتوان تاريخ كامل فلسفهء اسلامى را نوشت ، اثر حيدر آملى همچون شاخص روشنى از « فلسفهء نبوى » ظاهر مىشود . اشاره كرديم كه سيد حيدر در باب مسئلهء مشكل ولايت يكى از پر آوازه ترين شرحهاى سنى ، يعنى شرح داوود قيصرى را مورد انتقاد قرار مىدهد اما لحن انتقاد پيوسته توأم با اعتدال است . تعجب و تأسف در برابر بىتوجهى مخالفين در قبال امامان معصوم را در مجموعهء انتقاد مىتوان مشاهده كرد . از آن جايى كه اثر حيدر آملى بر تمامى نتايج اين مطلب كه ولايت باطن نبوت است أشراف دارد يكى از مهمترين نقاط عطف « فلسفهء نبوى » در عالم اسلام است و به همين دليل پيوسته مورد نقل و اشاره قرار گرفته است . دستنوشته هاى