دو مطلب جالب توجه است ، از سويى سيد حيدر بر اين نكته اشاره مىكند كه فصوص ، اثرى الهام شده است زيرا كه اين كتاب توسط پيامبر - كه خود در عالم ملكوت دريافت كرده بود - در خواب به ابن عربى منتقل شده است . با مقايسهء تفسير با فصوص ابن عربى ، حيدر آملى مىگويد كه تفسير وى اثرى نيست كه از وى صادر شده باشد بلكه كتابى است الهام شده كه از نظر عرفا باب آن به دنبال بسته شدن دائرهء نبوت باز است . از سوى ديگر ساختار مقدمهء تفسير چنان كه حيدر آملى توضيح مىدهد با ساختار سلسله مراتب مقامات معنوى مطابقت دارد : هفت پيامبر و دوازده امام كه به طور كلى نوزده وجه مىشود ( ر . ك . بالاتر ، ذيل شمارهء 28 ) . وقتى سيد حيدر از دوائر سخن مىگويد به نظر مىآيد كه اين فكر به جداول پيچيده اى مربوط مىشود كه خود أو ترتيب داده است . پايينتر ( ذيل شمارهء 34 ) اهميت آن چه را كه ما پيشنهاد مىكنيم براى توصيف آثار حيدر آملى « هنر جدول سازى » ( Diagrammatique art ) ناميده شود ياد آورى خواهيم كرد .
در جاى ديگرى از نص النصوص حيدر آملى دربارهء تفسير بزرگ خود مىگويد : « المرتب على ست مجلدات كبار ، بإزاء تأويل الشيخ الأعظم نجم - الدين رازي ، المعروف بدايه ، قدّس الله سره ، فإنه تب كتابه على ست مجلدات كبار ، بعد تسميته ببحر الحقائق و منبع الدقايق . و نحن أردنا ان يكون لنا [ كتاب ] على قرنه من كل الوجوه . و بمقتضى الحديث الوارد فيه أيضا : ان للقرآن ظهرا و بطنا إلى سبعه أبطن و اشتماله على السبعات المعلومة « 29 » و غير ذلك مما اوجب ترتيبه عليها . و اشتهر ذلك في الأقاليم و البلدان و تحقق صورته عند أعاظم أهل التحقيق و العرفان و تقرير بينهم انه عديم المثل و النظير [ لا ] سيما في علوم القرآن و انه ليس بكسب و لا اجتهاد ، بل افاضه غيبية ، بطريق الكشف من حضرة الرحمن » .
بدين ترتيب حيدر آملى لا اقل طرح تفسير عرفانى و راز محتواى آن را به ما مىنماياند . اميدواريم كه بتوانيم در آينده جزئيات اين تفسير عرفانى را مورد بررسى قرار داده و ويرايشى از آن را ارائه دهيم اما در شرايط كنونى مىتوانيم افقى
هامش
« 29 » - ر . ك . مقدمهء عربى ، ص 39 ، شمارهء 22 . منظور حاء الحواميم است ( ر . ك . فهرست اصطلاحات ) حرف حا هفت بار در آغاز هفت سورهء قرآنى - يعنى سوره هاى 40 تا 46 آمده است . علامت حم در جمع حواميم است . اين حاءات رمز امتداد ساق عرش در آسمانهاى هفتگانه و سريان روح و حيات در آن است . ( ر . ك . رسالهء ذكر شده در مقدمهء عربى كه مؤلف آن معلوم نيست ) .