تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١

ذكر كشته شدن عثمان رضى الله عنه

پس مردمان مدينه با اين غريبان يكى شدند و گرد آمدند بر در سراى عثمان . و عثمان در سراى ببست ، و ايشان شب و روز بر در سراى همى بودند تا بدان رسيد كه زنان را باز داشتند و نهشتند كه كسى در سراى شدى و نه بيرون آمدى ، و كار بر ايشان تنگ شد و بر اين گونه بيست روز همى بودند . پس با يك ديگر گفتند كه عثمان كارداران را خوانده است و با ما مدارا همى كند تا ايشان فراز رسند و ناگاه ما را بكشند . پس آهنگ كردند كه آتش اندر سراى زنند . و عثمان را عادت چنان بودى كه هر شب آدينه همه قرآن به دو ركعت نماز بخواندى . اين شب كه او را بكشتند اين نماز كرده بود . چون نماز بامدادين بكرد مصحف پيش نهاد و [ نبى ] همى خواند . خوابش ببرد . چون آتش به در سراى اندر زدند و بانگ برخاست ، عثمان از خواب بيدار شد . مروان حكم سپاه را تعبيه كرد اندر سراى ، و سراى عثمان سخت بزرگ بود و پانصد مرد اندر سراى بودند همه با سليح تمام بر در آن خانه كه عثمان اندر وى بود صف زدند ، و عثمان مروان را اندر خواند و گفت : شما رنجه مباشيد كه كار من بود كه من پيغمبر را به خواب ديدم اكنون چنان كه گله همى كردم از امت ، مرا گفت اندوه مدار كه امشب بر من روزه گشايى . مروان
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 601 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي