خراسان بودى چنان كه به اخبار اندر آمده است . و اين فرخان را گيل همه گيلان خواندندى . و او چون نامه نوشتى ايدون نوشتى كه از فرخان گيل همه گيلان ، پادشاه همه طبرستان ، سپاه بر همه خراسان . و امروز اصفهبدان خراسان را چنين نويسند . پس آن اصفهبدان همه بر فرخان گرد آمدند و گفتند ما را چه تدبير كنى ؟
فرخان گفت : كار عجم تار و مار شد و دين محمّد عليه السّلام دينى نو است ، و هر دين كه نو بود ، او را دولت بود . و من آن بينم كه ما صلح كنيم و جزيت بپذيريم و نه بر هر كس بخشيم ، و ليكن بجملهء عجم بپذيريم و به نسبت بر خويشتن همى بخشيم چنان كه خواهيم . گفتند صواب است . پس فرخان كس فرستاد به سويد و صلح خواست از همه طبرستان ، تا پانصد هزار درم بدهد هر سالى بر آنكه اگر مسلمانان را حربى افتد از طبرستان سپاه نخواهد . سويد اجابت كرد . و سويد را پانصد هزار درم بداد ، و سويد با همه سپاه به گرگان بنشست . و عمر [ را ] رضى الله عنه نامه كرد به فتح قومش و گرگان و طبرستان ، و اين همه به سال بيست و دو اندر بود از هجرت .
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 528
مساهمون: محمد بن جرير الطبري
ص٥٢٨