خبر گشادن گرگان و طبرستان
و ملك گرگان ديلم بود و اصفهبدان طبرستان همه گيل بودند . چون سويد سپاه از بسطام برگرفت و روى به گرگان نهاد ، رزبان كه ملك گرگان بود پيش باز آمد بر يك منزلى گرگان ، و مسلمان شد و صلح كرد بر آن شرط كه او را از گرگان خراجى بدهند معلوم ، و هر كه مسلمان نشود جزيت بدهد ، تا چون اصفهبدان طبرستان اين بشنوند صلح كنند و خويشتن را به حرب نياوردند . پس اگر حرب بايد كردن ، او پيش شود با سپاه گرگان و حرب كند تا طبرستان بگشايند . سويد اين صلح بكرد و از وى بپذيرفت و با او مىآمد ، و لشكر نياوردند . و مرزبان منادى كرد به شهر اندر كه هر كه مسلمانى خواهد بيرون آييد ، و هر كه نخواهيد جزيت بدهيد و خراج بپذيريد .
و اصفهبدان طبرستان چون اين بشنيدند سوى مهتر گرد آمدند . و ايشان را مهترى بود به آمل ميانهء طبرستان ، گيلى بزرگ نام او فرخان ، و اصفهبد همه اصفهبدان بود ، و ايشان همه به فرمان او بودند . و اصفهبد سپاهسالار بود به زبان پارسى سپاه برگويند يعنى سپاه برد از جايى به جايى . [ 254 b ] پس چون با وى گرد آمدند اصفهبد . و اين فرخان را اصفهبد خراسان گفتندى زيرا كه او از دست ملك