تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
و شهرك به شيراز بود . و شيراز از قصبهء پارس است و ملوك پارس آنجا نشينند . شهرك كس فرستاد به همه ممالك پارس و خلقى بسيار بر خويشتن گرد كرد . و علاء دانست كه او را با آن همه سپاه پارس طاقت نيست ، آهنگ باز گشتن را غرق كرد . مسلمانان متحيّر بماندند و آهنگ اهواز كردند تا به راه اهواز بيايند به بصره . شهرك آگاه شد ، راه اهواز بر ايشان بگرفت . و مسلمانان همه پنج هزار مرد بودند آنجا اندر ماندند به اصطخر نه سوى دريا توانستند باز گشتن نه سوى اهواز . و سپاهى بىاندازه بر شهرك پارس گرد آمده بودند . و خبر شد سوى عمر رضى الله عنه . عمر عتبة بن غزوان را نامه كرد كه علاء بن الحضرمى بىفرمان من سپاه مسلمانان از بحرين به پارس برد و آنجا اندر ماندند . تو از بصره سپاه فرست تا به راه اهواز به پارس روند و چندان حيلت كنند كه مسلمانان را از آنجا برهانند و بسلامت باز آيند . اگر ما را پارس نباشد بدين زودى روا است . و علاء را نامه كرد كه خداى تعالى پادشاهان را بدان نشانده است تا او را فرمان كنند ، و از بىفرمانى جز زيان كارى چيزى ديگر نبود . سپاه از بحرين بردى بىفرمان من و ميان دشمنان اندر افگندى . اكنون فرمودم تا سپاه بيايند و حيلت كنند تا مسلمانان را از آنجا برهانند . و تو باز بحرين مشو ، سوى سعد بن ابى وقّاص شو كه اگر بدانستمى كه اندر جهان چيزى است بر تو سختتر از خدمت سعد ترا آن فرمودمى . و عتبة بن غزوان چون نامهء عمر رضى الله عنه [ 249 a ] برخواند ، پنج هزار مرد از سپاه بصره بيرون كرد و بر راه اهواز از پارس بگذشت و آنجا شد كه سپاه شهرك بود به جايى كه نام او طاوس است ميان پارس و اهواز ، و با ايشان حرب كردند . و علاء بن الحضرمى با سپاه از اصطخر برفت و سوى آن سپاه آمد . و ابو سبرة بن ابو رهم نامهء عمر به علاء داد . و آن سپاه علاء با علاء همه بر راه اهواز به بصره آمدند . پس عتبة بن غزوان علاء را سوى سعد فرستاد ، و آن سپاه بحرين را باز بحرين فرستاد . و آن سپاه از قبايل عرب بودند از هجر ، هر كسى را با قبيله هاى خويش فرستاد . و عتبه به بصره ببود ، و هرمزان به اهواز . و عتبه از عمر دستورى