تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤

خبر رفتن علاء بن الحضرمى از بحرين به پارس

عمر را رضى الله عنه به بحرين عاملى بود نام او العلاء بن الحضرمى ، پيغامبر عليه السّلام او را آنجا فرستاده بود و ابو بكر او را آنجا دست باز داشته بود . و عمر نامه كرده بود به دو به وقت حرب قادسيه كه سوى سعد بن ابى الوقّاص شود . علاء از عمر عفو خواست كه او را نفرمايد كه خدمت سعد كند و به زير علم او رود . عمر او را عفو كرد . و او به بحرين نشسته بود . چون ديد كه سعد را فتوح بسيار شد و تا حلوان بگشاد و لشكر بصره تا اهواز بگشادند ، او را نيز آرزو كرد كه غزوى بكند ، و در دست او نيز فتوحى بود . و ميان بحرين و پارس دريا است ، او با سپاه بحرين به دريا اندر نشست و روى به پارس نهاد بى دستورى عمر ، و به شهرى از پارس برآمد نام او اصطخر . و عمر رضى الله عنه خود لشكر را دستورى ندادى كه به دريا اندر نشستى از بيم خطر را ، و ايدون گفتى كه پيغمبر عليه السّلام سوى دريا غزو نفرمودى . و عمر چون خبر علاء و بحرين بشنيد تافته شد . و به پارس ملكى بود هم بر طاعت يزدگرد نام او شهرك ، و بر اصطخر اميرى بود از دست او نامش هربد . و چون علاء به اصطخر برآمد ، آن هربد سپاه از اصطخر بيرون كرد و حرب كردند . و مسلمانان از كافران بسيار بكشتند ، و امير اصطخر كشته شد .