خبر عزل كردن خالد را از شام و باز خواندن او به مدينه
چون [ سال ] هفدهم از هجرت سپرى شد و هجده اندر آمد ، زمين شام گشاده شد .
محمّد بن جرير ايدون گويد كه به اول سال عمر رضى الله عنه خالد بن الوليد را نامه كرد و باز مدينه خواند . گفتا سبب آن بود كه بو عبيدهء جرّاح گفت اين فتح خالد كرد كه من به حصار اندر بودم و وى مرا بيرون آورد و بر حرب دلير كرد تا خداى عزّ و جلّ ما را فتح داد . عمر از خالد خشنود شد . پس ابو عبيده هر سرهنگى را به اميرى خويش باز گردانيد و خالد را باز به قنّسرين فرستاد . و مردمان شام و حجاز تا مدينه يك سخن شدند كه اين فتح خالد را بود و به تدبير و مردى وى بود ، و هر كسى از مكه و مدينه به تهنيت اين فتح به خالد نامه كرد ، و هر كه بتوانست سوى وى شد به تهنيت اين فتح . و عمر را باز اين ناخوش آمد . و اشعث بن قيس الكندى سوى خالد شد به قنّسرين و او را شعرى گفت . خالد او را ده هزار درم داد ، و عمر را بگفتند . عمر از جاى بشد . نامه فرستاد به بو عبيده . و او به حمص بود ، كه خالد را از قنّسرين بيار و همه لشكر را گرد كن و از او پيش ايشان بپرس كه آن ده هزار درم صلت اشعث را از كجا دادى . اگر مقر نيايد كلاه از سرش برگير و عمامه به گردنش اندر افگن تا بگويد كه اين از كجا دادم . اگر ايدون گويد كه از جايى