تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩

خبر گشادن تكريت و موصل

و ميان عراق و موصل شهرى است خرد آن را تكريت خوانند ، به نه فرسنگ از بغداد و موصل ، همه روميان داشتند . و به موصل ملكى بود نامش انطاق با سپاهى بسيار از روميان . و وى به تكريت نشستى ، و آنجا حصارى بود محكم . چون سعد مداين بگشاد ، انطاق اندر حصار تكريت شد . و آن عرب كه از مسلمانان گريخته بودند [ 244 b ] و به مداين آمده بودند ، چون يزدگرد از مداين برفت ، اين عرب با وى نتوانستند رفتن ، به تكريت شدند و با انطاق سپاه روم اندر حصار شدند . و [ سعد ] خبر ايشان به عمر نوشت . و عمر بفرمود كه عبد الله بن المعتم را با شش هزار مرد به تكريت فرستاد . و انطاق با عرب و سپاه روم اندر حصار شدند . عبد الله بيامد و بر در حصار بنشست . و هر روزى انطاق سپاهى بيرون فرستادى و گاه حرب عرب كردندى و گاه سپاه روم ، و شب با حصار شدندى . و چهل روز لشكر مسلمانان بر در حصار بماندند . و بدان چهل روز شصت و چهار حرب بكردند . و عبد الله آن عرب را به صلح همى خواندى و همى گفتى شما را ماييد با روميان چه كنيد ؟ ايشان اجابت نكردندى . چون چهل روز تمام شد ، انطاق با روميان آهنگ گريختن كردند . و آن عرب بيرون آمدند و او را آگاه كردند و صلح كردند خويشتن را . و عبد الله چون دانست كه روميان همى بگريزند و عرب ضعيف شدند گفت : من از شما صلح نپذيرم مگر همه مسلمان شويد . عرب آن شب همه مسلمان شدند و عبد الله را گفتند كه ايشان فردا خواهند رفتن . عبد الله گفت : من فردا شب به در حصار آيم با سپاه و تكبير كنم و شما اندر حصار تكبير كنيد و در بگشاييد تا ما اندر آييم ، شما و ما شمشير اندر نهيم . و همچنان كردند . ديگر شب چون عبد الله بر در حصار آمد و تكبير كرد ، عرب اندر حصار تكبير كردند و مسلمانان به حصار اندر افتادند و روميان را همه بكشتند . و عبد الله حصار بگرفت و همه خواسته برگرفت . و همه موصل به دست اين انطاق بود ، و چون وى كشته شد موصل گشاده گشت بر مسلمانان . و چندان خواسته يافتند كه چون قسمت كردند هر مردى را هزار درم آمده بود از غنيمت .