خبر گشاده شدن شهرها به روزگار عمر رضى الله عنه
و عمر همه سال سپاه را به عراق داشتى و به شام . چون يك سال فتح بكردى و دانستى كه آن حرب ايشان را بود ، آن سپاه را دست باز داشتى تا بياسودندى . و به شام چون يك فتح بكردندى بگذاشتى تا يك سال بياسودندى ، و سپاه عراق را حرب فرمودى كردن . چون فتح بكردندى آنگاه ايشان را گفتى بياساييد ، و سپاه شام را كار بستى . و چون فتح قادسيه ببود ، بو عبيدة بن الجرّاح را بفرمود تا آهنگ حمص كرد و حمص شهرى بود از شام ، و نشستگاه ملك الرّوم بود . و بو عبيده آهنگ حمص كرد ، و يزيد بن ابو سفيان را و خالد بن الوليد را بر مقدمه كرد . و ملك الرّوم آن وقت هرقل بود و به انطاكيه نشسته بود . و امير حمص او بود و به حمص سپاه اندكى بود . و به راه حمص شهرى بود نامش مرج و آنجا سرهنگى بود نامش ابو الدردا . چون ديد كه سپاه مسلمانان روى از دمشق به حمص نهاد و دمشق از سپاه خالى ديد ، وى با سپاه روى به دمشق نهاد كه دمشق را بگيرد . خالد و يزيد آگاه شدند و تاختن كردند بر ابو الدردا از ناگاه . و از سپاه او كس نرست . و هر كه آمدند بنشستند تا بو عبيده فراز رسيد . چون ابو عبيده برفت ، ملك الرّوم از انطاكيه سپاه فرستاد تا بر ابو عبيده شبيخون كند . و ابو عبيده شبيخون كرد و