تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣

خبر بنا كردن بصره

عرب سنگ را بصره خوانند ، و اين بصره زمينى بود بر لب دجله و صحرايى بود سنگ سپيد ، و گرداگرد آن هفت ده بود و يك امير بودشان و ميلشان سوى عمان بود . و عرب عمان را از هندوستان دارند . پس چون حرب قادسيّه و عجم بشكستند ، عمر ترسيد كه ملك عجم سوى عمان يا سوى هندوستان كس فرستد و از آنجا مدد خواهد . خواست كه او خود لشكر فرستد و آنجا بنشاند تا آن را نگاه دارد ، و عتبة بن غزوان المازنى را بخواند و گفت : خداى عزّ و جلّ مسلمانى بر دست من بگشاد و من همى خواهم كه هندوستان و عمان و آن راه نگاه دارم تا از آنجا عجم را مدد نيايد . اكنون ترا بايد رفتن با سپاه خويش و آنجا شهرى بنا كردن تا آنجا ترا و مسلمانان را فراخى بود و از باديه برهى . عتبه برفت با صد و شانزده مرد ، و تا آنجا رسيد سيصد مرد ديگر بر وى جمع آمده بودند . چون آنجا رسيد گفتند بدين حوالى شهرى است ابلَّه نام ، و آنجا دهقانى است بزرگ با چهار هزار مرد ، و بى فرمان آن دهقان كس آنجا فرو نتواند آمدن . عتبه سه تن را به رسولى بر آن دهقان فرستاد و گفت بايد كه بيايى كه با تو حديثى دارم . آن دهقان با چهار هزار مرد بر نشست و سوى عتبه آمد . چون آنجا برسيد آن مقدار مردم ديد ، گفت ايشان با اين