تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨

خبر حرب اغواث

ديگر روز عجم سپاه بساختند و از آن زمين باز پس شدند و بدان زمين شدند كه نامش اغواث بود ، و صفها بر كشيدند و حرب اندر گرفتند ، و مبارزان همى آمدند از عرب و از عجم . [ 241 b ] و تا شب حرب كردند و از مسلمانان بسيار بكشتند . و سعد بن ابى وقّاص با زن بر بام كوشك نشسته بود و همى نگريست . آن زن چون آن بديد كه چندان مسلمان كشته همى شدند گفت : اى دريغا مثنّى بن حارثه كجايى . سعد تپانچه اى بر روى آن زن زد . زن بخرد بود و او را گفت همى رشك برى ، واجب نكند كه ترا رشك آيد با چندين مسلمانان كه كشته شدند . سعد با خويشتن گفت اين زن همى داند كه كار مسلمانان ضعيف است از بهر آن چنان همى گويد . گفت من فردا برنشينم و هر چه بتوانم كردن بكنم . پس آن روز از مسلمانان بسيار كشته شدند . رستم كس فرستاد سوى ملك عجم و مدد خواست . او گفت اكنون اميدوار است كه اين سپاه عرب را هزيمت كنيم ، و بيست هزار مرد بفرستاد با مردى نامش بهرام . و قعقاع بن عمرو پيش سعد نشسته بود و همى شنيد كه عجم را مدد همى آيد . سعد را گفت : من ترا بدين حال همى بينم و بر اسب نتوانى نشستن ، فردا حرب به من ده . سعد گفت : دادم . و آن سپاه تا شب حرب كردند .