تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧

خبر حرب ارماث

چون رستم دانست كه هيچ روى صلح نيست ، سپاه را تعبيه كرد و پيلان پيش صف اندر آورد . و سعد بيمار بود به سختى بر اسب نشست و گفت تكبير مرا چشم همى داريد ، چون من تكبير كنم شما حمله كنيد ، پس چون زمانى ببود سعد تكبير كرد و مسلمانان بجمله تكبير كردند و حمله كردند و پيلان اندر پيش بودند ، چيزى نتوانستند كردن . پس عرب پياده شدند و حربه و شمشير به پيلان اندر نهادند و پيلان روى بر گردانيدند . و مبارزى بيرون آمد از عجم نامش خالد بن عتبه ، و مبارز خواست . عاصم بن عمرو رضى الله عنهما بيرون شد و خالد را بكشت . پس قرّة بن عاصم بيرون آمد از سپاه عجم و مبارز خواست . عمرو بن معدى كرب بيرون شد و او را ضربتى بزد و بكشت . پس مبارزى ديگر از عجم بيرون آمد با كمر زرين و جامهء زربفت . عمرو بن معدى [ كرب ] حمله كرد و كمرش بگرفت و او را از زين برداشت و به لشكرگاه خويش آورد . پس پيلان حمله آوردند و اسبان عرب برميدند . هزار مرد پياده شد و آن پيلان را به تير غمگين كردند تا باز گشتند ، و شب اندر آمد و لشكر باز جاى شد . و اين حرب را روز ارماث خوانند . و ديگر روز باز حرب آمدند بر زمينى كه آن را اغواث خوانند و آن حرب سه روز بود ارماث و اغواث و عماس .