تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
بو قحافه زنده بود . و نام بو بكر عبد الله بن عثمان بود و پيغمبر عليه السّلام او را عتيق خواندى . و بو بكر آن عتيق را دوست داشتى از بهر فال را . و گروهى گويند نام بو بكر اندر جاهليّت عتيق بود ، و اندر اسلام عبد الله بود و عتيق لقبش بود . گروهى گويند بو بكر مردى بود آزاده روى ، او را عتيق از آن گفتندى لعتاقة وجهه از بهر آنكه آزاده روى بود . و عايشه گويد كه پيغمبر عليه السّلام او را گفت : * ( أنت عتيق الله من النّار . ) * آزاد كردهء خدايى از آتش ، از آن روز باز او را عتيق نام كردند . و نسب او اين بود : عبد الله ابو بكر بن عثمان بن عامر بن كعب بن سعد بن تيم بن كعب بن لؤى . و به خبر اندر آمده است كه بو بكر مر پيغمبر را گفت : يا رسول الله ، من به خواب ديدم كه دو داغ بر سينهء من بودى . پيغمبر او را گفت : دو سال خليفتى كنى مردمان را . و چنين گويند كه بو بكر به وقت مرگ دبيرى را بخواند و اين وصيّت را بنوشت و سوى عمر فرستاد . وصيت نامهء بو بكر بسم الله الرّحمن الرّحيم هذا ما اوصى به ابو بكر عند آخر عهده بالدّنيا خارجا منها و عند اوّل عهده بالآخرة داخلا فيها حين يصدق الكاذب و يتوب الفاجر و يؤمن الكافر أنّي ولَّيت و استخلفت عليكم عمر بن الخطَّاب فان برّ و عدل فذاك ظنّى به و رجائى فيه و ان جاز فظلم فلا علم لى بالخير و الخيرات و لا يعلم الغيب الَّا الله * ( وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ . 26 : 227 ) * پس اين عهد نامه به نزديك عمر فرستاد و دو غلام صيقلى به نزديك او فرستاد كه سلاح كردندى مسلمانان را ، و دو استر با اشترى آبكش و گفت : اين است به نزديك من از مال خداى عزّ و جلّ . پس عمر گفت : رحم الله ابا بكر لقد اتعب من بعده . گفت : خداى بر بو بكر رحمت كناد كه به رنج آورد آن را كه از پس او باشد ، يعنى از خلفا . و بو بكر را زهر دادند و بيمار شد و روز سه شنبه بمرد نماز شام هشت روز مانده از ماه جمادى الآخر سال سيزدهم از هجرت . و دو سال و سه ماه و بيست