تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨

خبر كشته شدن بقيّت مرتدان بر دست خالد بن الوليد

چون خالد را كار طليحه برآمد و همه مرتدان از عرب به اسلام باز آمدند ، گروهى از هوازن و بنى سليم و بنى عامر بر مرتدى بماندند مردمانى پراگنده ، و چنان نبودند كه جايى گرد آمدندى يا سپاهى كردندى كه خالد آهنگ ايشان توانستى كردن . و خالد هم آنجا كه بود بنشست با سپاه . و هر كجا خبر يافتى كه اندر عرب يكى مرتد است ، كس فرستادى و او را بياوردى . اگر به مسلمانى آمدى و اگر نه بكشتى . و كس خويشتن را به كشتن نياوردى . و هر كرا بخواندى يا مسلمان شدى يا خود گفتى من مرتد نبودم مسلمانم بر دين محمّد . و مردى بود از بنى كلاب نام او علقمة بن علاثه . و به وقت پيغمبر به مدينه آمده بود و مسلمان شده و به حىّ خويش رفته . چون پيغمبر بمرد مرتد شد و با طليحه نه ايستاد . برخاست و به شام شد تا بنگرد كه كار طليحه چون بود . پس چون طليحه هزيمت شد ، به بنى كلاب باز آمد به حىّ خويش ، و مرتدى پنهان همى داشت . و آن حىّ او از خالد دور بود و به مدينه نزديك بود . بو بكر مردى را سوى او فرستاد نام او قعقاع بن عمرو تا او را بگيرد و بيارد . او برفت و اين علقمه را طلب كرد ، نيافتش . زن و فرزندش را بگرفت و سوى بو بكر آورد . ايشان بو بكر را گفتند ما را
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي ) — صفحة 368 | محمد بن جرير الطبري / محمد روشن / بلعمي