تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

8 - كتاب امر به معروف و نهى از منكر

« امر » به معناى درخواست انجام كارى از ديگرى است و « نهى » مانع شدن از كارى است كه فردى مىخواهد آن را انجام دهد . « معروف » عمل نيك و خوبى است كه مشتمل بر صفت راجحه مىباشد و « منكر » فعل قبيح و ناروايى مشتمل بر صفت مرجوحه است . از نظر شرع ، در وجوب امر به معروف و نهى از منكر ، اختلافى بين اهل شرع ، وجود ندارد ، فقط اختلاف از نظر عقلى است . شيخ طوسى ( ره ) به وجوب عقلى آن قائل شده است « 1 » و آن نظر حق است ، چون هر دو كار لطف است و عنايت و هر لطفى هم واجب و لازم حق‌تعالى است . ولى سيد مرتضى ، وجوب عقلى آن را منع كرده است . « 2 » و گرنه لازم مىآمد هر معروفى واقع گردد و هر منكرى مرتفع گردد . يا اينكه خداوند اخلال به اين دو امر نموده است ، در صورتى كه هر دو امر باطل است و ملازمت از اين امر ظاهر مىشود كه واجب عقلى هرگز از منسوب اليه تخلّف نمىورزد . در اين سخن ، ايرادى است ، چون « واجب » متنوّع مىباشد . مثلا بر فردى كه قادر به انجام امر به معروف و نهى از منكر است ، هم از نظر قلبى و هم از نظر زبانى اين كار بر او واجب است . ولى بر فرد عاجز و ناتوان ، فقط انكار قلبى است ، نه زبانى . پس وقتى نسبت به افراد ، اختلاف پيدا كرد ، به نسبت در آنجا نيز اختلاف پيدا مىكند . چون واجب بر حق‌تعالى ، تخويف و ترساندن و انذار است تا تكليف باطل نگردد . وقتى تخويف حاصل شد ، بر انسان عاقل است كه بپذيرد يا از روى غفلت يا شهوت رد كند . وجوب عينى يا كفايى در اين‌كه آيا امر به معروف و نهى از منكر وجوب عينى يا كفايى است ؟ اختلاف شده است . مرحوم شيخ طوسى به « عينى بودن » آن اعتقاد دارد و سيد مرتضى علم الهدى بر كفايى بودن امر به معروف فتوا داده است . پس وجوب در اينجا مطلق
هامش
( 1 ) . النهايهء : ص 299 . ( 2 ) . الذخيره للسيد مرتضى ، ص 553 .