تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
مىكنيد » . اين جمله هم حال است ولى نه از كلمه
« كُنْتُمْ »
بلكه از كلمهء
« خَيْرَ أُمَّةٍ »
، پس وجود آنان مقيّد به كار خير و نيكى و نيكوكارى مىشد و كار خير نيز مقيّد به امر به معروف و نهى از منكر مىباشد و مقصود اينست از شأن آن امّت امر به معروف و نهى از منكر مىباشد ، اين‌گونه نيست كه همين الان اين صفت بر آنان حاصل است و گرنه لازم مىآمد آنان در حال خواب و سكوت ، از خير امّتها نبوده باشند . اينكه چرا تنها به ايمان به خدا بسنده نمود و ديگر ايمان به تمام آنچه رسول خدا آورده است را بازگو ننمود ، به اين دليل است كه ايمان به بعضى امور و عدم ايمان به برخى ديگر ، در واقع ايمان به خدا نيست ؛ چون خداوند در قرآن مىفرمايد :
« وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ »
تا اينكه مىفرمايد :
« أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا »
. « 1 »

فوايدى چند :

1 - گفته شده است :
« تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ »
جملهء مستأنفه است و خبرى است كه مقصود از آن امر مىباشد ، همانند قول خداوند متعال كه مىفرمايد :
« وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ »
. 2 - ظاهر آيه بنا به هر دو تقدير دلالت بر وجوب امر و نهى بر اعيان مىكند ، چون آيه مطلق است و اين صحيح است . مقصود اين نيست كه پس از تأثير امر اوّل و نهى از منكر ، به اين علّت كه شرط آن كم شده است و آن اصرار مىباشد . بلكه وجوب مبادرت همگانى بر انكار مىباشد ، هرچند بداند كه ديگرى در جايگاه او قرار خواهد گرفت . 3 - برخى از مخالفين ما با اين آيه بر حجّت بودن اجماع ، استدلال كرده‌اند ، به اين ترتيب كه مىگويند « الف و لام » در كلمهء « المعروف » و « المنكر » ، جهت استغراق است : يعنى شما به هر معروفى امر مىكنيد و از هر منكرى جلوگيرى مىنماييد . اگر به خطا اجماع نمايند ، هيچ كدام از دو تا كلّى تحقّق پيدا نكرده است و همان مطلوب است . و پاسخ داده شده است كه ما قبول نداريم كه « الف و لام » جهت استغراق جنس بوده باشد و اگر پذيرفتيم ، پس آنها را به معصومين ( عليهم السّلام ) حمل مىنماييم ، چون
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيه 150 - 151 .