برخى گفتهاند : عمل عمّار با فضيلتتر است ، چون تقيّه دين خداست و هر كسى كه تقيّه را ترك نمايد و كشته شود ، مثل اين است كه او خودش را كشته است و هر كس نفس خود را بكشد ، نفس معصوم و بىگناهى را كشته است و اين استدلال را آيهء شريفه قرآن تأييد مىكند :
« وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
« 1 »
»
و روايت قبلى خبر واحد است و صحّت خبر واحد محقّق نيست و با آيه نمىتواند معارضه داشته باشد .
4 - « تبرّى » از ائمّه و پيشوايان حرام است ولى « تقيّه » در آن مباح مىباشد و اگر آن را ترك كند و صبر كند ، افضل و بهتر است . على ( عليه السّلام ) در كلامى كه دارد ، مىفرمايد : اما سبّ ، پس مرا سبّ نماييد . چون سبّ شما زكات و پاكيزگى من و عامل نجات شماست . امّا برائت از من ، پس هرگز تبرّى نجوييد ، چون من براساس فطرت اسلام متولّد شدهام و در مورد اسلام از همه سبقت و پيشى گرفتهام « 2 » در روايت ديگرى آمده است : امّا برائت از من ، پس در مورد آن گردنها را دراز كنيد » ؛ يعنى : آمادهء كشته شدن شويد . و اين حديث دليل افضليّت كشته شدن است . مخصوصا در صورتى كه آن فرد الگو و مورد إقتدا بوده باشد و عمل يعقوب بن سكيّت ، معلّم اطفال متوكّل در جايى كه با شهامت ابراز نمود فرزندان او بر حسنين ( عليه السّلام ) برترى ندارند ، از اين باب مىباشد . چون برترى دادن فرد فاسقى مانند متوكّل بر پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در حكم برائت از او ، بلكه تكذيب پيامبرى خداست ، جايى كه مىفرمايد : « الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل الجنّة « 3 » » ؛ « حسن و حسين ( عليهما السّلام ) سروران جوانان بهشتىاند .
* * *
[ 171 ] آيه هفتم :
« قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ ، وَ إِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ »
؛ « 4 »
« اى پيامبر ! به كافران بگو كه اگر دست از كفر خود ، برداشتيد و به راه ايمان بازآييد ، هرآنچه از پيش كردهايد ، بخشوده مىشود و اگر به كفر و عصيان روى آوريد ، سنّت الهى در گذشته است ( يعنى حكم ازلى بر اين قرار گذاشته شده است كه مؤمنان را عزيز و كافران را ذليل و دوزخى گرداند » .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 95 .
( 2 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 105 ، حديث 289 ، و نهج البلاغه .
( 4 ) . سورهء انفال ، آيهء 38 .
( 3 ) . مصدر سابق ، حديث 29 ، غوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 93 ، حديث ، 125 .