به سويى كشيدند و از ناحيهء جلو آن را با حربهاى پارهپاره كردند و به آن زن تهمت زدند كه تو جهت رسيدن به مردان ، اسلام آوردهاى . به اين ترتيب او به شهادت رسيد و ياسر هم همراه او كشته شد ، امّا عمّار با زبان خود ، آنچه را كه آنان مىگفتند ، به زبان آورد و نجات پيدا كرد ، سپس به پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) جريان خود را عرض كرد . جمعى از اطرافيان گفتند : عمّار كافر شده است ولى پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : « عمّار » از سر تا پا آكنده از ايمان و اعتقاد به خدا و رسول اوست ، و ايمان در خون و گوشت او آميخته شده است » .
عمّار در حالى كه گريه مىكرد . به سوى رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمد .
حضرت فرمودند : چه چيزى پشت سر دارى ؟ گفت : يا رسول اللّه ! اگر به شما بد نمىگفتم ، نمىتوانستم نجات پيدا كنم و من خدايان آنان را به نيكى ياد كردم و پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) اشك چشم عمّار را پاك مىكرد و به او مىفرمود :
« اگر دوباره به سراغت آمدند ، باز هم گفتار خود را تكرار كن » . « 1 »
* * *
فوايدى چند :
در اين مورد چند فايده وجود دارد :
1 - [ 170 ] اين آيهء كريمه بر اين دلالت دارد كه تقيّه فى الجمله جايز است و همچنين در آيه شريفهء
« لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ »
؛ نيز به همين صورت است .
« نبايد اهل ايمان مؤمنان را واگذاشته و از كافران دوست گيرند و هركه چنين كند ارتباط او با خدا مقطوع است مگر براى « حذر بودن از شرّ آنان تقيّه كند ) و خدا شما را از عذاب خود مىترساند و بدانيد كه بازگشت همه به سوى خداى خواهد بود » .
برخى نيز كلمه « تقاة » را با رفع « تقاة » خواندهاند و جواز تقيّه از آن رواست كه دفع ضرر مىكند . هرچند دفع ضرر واجب نيست ، ولى حدّاقل آن است كه جايز و روا مىباشد . جواز تقيّه از عمل رسول خدا ( ص ) نيز استفاده مىشود ، جايى كه نام خود را
هامش
( 1 ) . تفسير كشّاف ؟ ج 2 ، ص 636 ، ذيل آيهء 106 ، سورهء نحل .