تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
حالى كه از او نيست . گاهى زن ، فرزند خود را سقط مىكرد و به همسرش مىگفت : اين فرزند از تو بود . در حالى كه از او نبود و گفته شده است : موردى است كه از راه نامشروع باردار شده باشد ، چون بطنى كه آن را حمل مىكند ، پيش روى اوست و فرجى كه آن را بيرون مىكند ، بين دو پاى اوست . « معروف » : عبارت از : هر طاعتى است كه مأمور به واقع شود . گفته شده است مقصود از آن گريه و ناله كردن و پاره نمودن لباس و كشيدن مو ، پاره كردن يقه و خراش صورت و دعا با آه و نالهء بلندى مىباشد ولى لفظ عام‌تر از همهء آنهاست .
« اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ »
: « از خداوند طلب استغفار و آمرزش كن ، در مورد هر آن چيزى كه در ايّام جاهليّت انجام داده‌اند » . در اين كلمه دلالتى است بر اينكه كافر هم در برابر فروع معاقب مىباشد و اسلام آوردن او ، گناه را از او اسقاط مىنمايد . كيفيّت بيعت زنان : روايت شده است كه بيعت نسوان ، روى تپّه صفا بود و عمر در پايين تپّه قرار داشت و هند دختر عتبه با صورت رو گرفته و نقابدار همراه زنان بود و نگران آن بود كه پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) او را بشناسد . پس پيامبر خدا ( ص ) فرمود : « من از شما بيعت مىگيرم ، به اين شرط كه هرگز ، به خدا شرك نورزيد » پس هند برگشت و گفت : « تو از ما چيزى را عهد و پيمان مىگيرى كه با مردان آن‌گونه پيمان نگرفته‌اى » . چون رسول خدا با آنان فقط بر اسلام و جهاد پيمان گرفته بود . رسول خدا ( ص ) فرمودند : « و دزدى هم نكنيد » . هند گفت : « ابو سفيان مرد خسيسى است و من گاهى از اوقات ، از مال او گرفته‌ام ، نمىدانم كه حلال است يا حرام ؟ ابو سفيان كه حاضر بود ، گفت : آنچه از مال من در گذشته و حال گرفته‌اى به تو حلال مىباشد . پس پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) خنديد و هنده را شناخت و به او فرمود : « آيا تو هند ، دختر عتبه هستى ؟ » هند گفت : آرى ، يا رسول اللّه ! از گذشته‌ها عفو فرما ، خداوند از تو بگذرد . سپس پيامبر ( ص ) فرمود :
« وَ لا يَزْنِينَ »
؛ « زنا و رابطهء نامشروع هم انجام ندهند » هند گفت : آيا زن آزاده هم زنا مىكند ؟ پس عمر بن خطّاب خنديد و براساس جرياناتى كه بين آن دو ، در جاهليّت گذشته بود ، سپس فرمود :
« وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ »
؛ « اولاد خود را هم نكشند » هند گفت : « ما در كوچكى آن‌ها را بزرگ كنيم و شما هم در بزرگى آنان را بكشيد . پس شما و آنان بهتر مىدانيد » . چون حنظله پسر ابو سفيان
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 455 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي