معنى نيست كه در همه جا و در هر شرايطى بتوان صلح كرد . بلكه جواز آن منوط به آنست كه مصلحت مسلمانان در آن ، كاملا رعايت شده باشد و صلح انواع و اقسامى دارد و گاهى « صلح » واجب مىگردد ، در صورتى كه نيازى به آن پيش آيد ، مانند كمبود تعداد مسلمانان يا به اميد مسلمان شدن طرف مقابل با اندكى صبر و حوصله ، يا كسب پيروزى با صلح و هدنه و از اين قبيل امور مصلحتى ، ولى اگر نياز به « صلح » نبود يا ضرورتى ايجاب نكرد ، يا اصلا مصلحتى در كار نبود ، پس صلح جايز نيست ولى با حصول يكى از نيازهاى فوق ، صلح ضرورت دارد . پس كمترين حدّ ضرورت ، چهار ماه است ، چون خداوند در قرآن كريم مىفرمايد : « در روى زمين چهار ماه سير و سياحت كنيد » « 1 » و در صورت كثرت و افزايش ، ديگر زايد بر يك سال جايز نيست و در بين يك سال و چهار ماه اختلاف وجود دارد . نزديكتر به واقع ، همان أصلح مىباشد .
و در « صلح » ضرورت دارد كه مدّت آن تعيين شود . اگر مدّت آن نامعلوم و مجهول باشد ، صلح جايز نيست ، ولى پس از انعقاد صلح ، به هر ترتيبى كه باشد عمل به مفاد آن واجب است و نقض آن ، روا نيست ، مگر پس از انقضاى مدّت يا ظهور خلاف و كارشكنى از سوى كفّار ، در صورت بروز خلاف و كارشكنى ، واگذار كردن عهد به آنان و انذار دادن آنان جايز است ، ولى تنها با تهمت نمىتوان نقض عهد كرد . باز وفا به شرط صحيح ، واجب است و اگر شرايط فاسد و ناصحيح بوده باشد ، غافلگير نمودن ، صحيح نيست ، مگر آنكه إنذار و ترساندنى ، صورت پذيرفته باشد .
* * *
[ 160 - 161 ] آيه چهاردهم :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ، لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ، وَ إِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْواجُهُمْ ، مِثْلَ ما أَنْفَقُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ »
؛ « 2 »
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! زنانى را كه به عنوان اسلام و ايمان از ديار خود مهاجرت كرده و به سوى شما آمدهاند ، خداوند به صدق و كذب ايمانشان داناتر است
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء ، 2 .
( 2 ) . سورهء ممتحنه ، آيات 10 و 11 .