مورد نصرت و يارى قرار ندهند ، ولى در جنگ خندق ، به مشركين قريش ، كمك نمودند . وقتى پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) نقض عهد آنان را نشان داد ، گفتند : ما فراموش كرديم و خطا نموديم پس خداوند متعال ، دستور مكافات و مقابله به مثل آنان را داد .
« فَإِمَّا »
: « انّ » در اينجا شرطيّه است و « ما » زائد است و جهت تأكيد شرط آمده است و « نون » نيز جهت تأكيد فعل مىباشد و معناى آن كلمه اين است كه « اگر در جنگ با آنان مصادف شدى ، از پشت سر به آنان ضربه وارد نما ، نوعى ضربهاى كه ديگر نقض عهدكنندگان نيز تكليف خود را دريابند » اكثر مفسّرين گفتهاند : شايد آنان در اثر اين ضربهء شما تذكّر پيدا نمايند و عبرتى براى ديگران بوده باشند و بدانند كه عاقبت مكر و حيله ، وخيم و ناگوار است .
« وَ إِمَّا تَخافَنَّ »
نيز جملهء شرطيّه است ، آنچنانكه گذشت ؛ يعنى : « اگر تو از جمعى خيانت يا نقض عهدى ديدى ، پس عهدشان را به خودشان رها كن و به سوى خودشان بيانداز . به همين اندازه بسنده نما و ديگر از آن حدّ تجاوز منما .
« عَلى سَواءٍ »
؛ يعنى براساس عدل و ميزان حق ، چون وقتى آنان نقض عهد كردند ، تو نيز نقض عهد نما تا با آنان برابر شوى و چون آنان آغازگر بودند ، پس مستحقّ شماتت و مذمّت هستند . بنابراين آيهء نخستين ، تكرار نقض عهد آنان را نشان مىدهد ، چون در آيهء قبلى مىفرمايد :
« الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ ، فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ
« 1 »
»
اين آيه در مورد كسى است كه علائم و نشانههاى نقض از او ، ظاهر و هويدا شده است چون عدم برابرى قاطع شركت و همكارى مىباشد .
سؤال و جواب : در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه : پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) با اهل مكّه محاربه كردند در صورتى كه نقضى تكرار نشده بود ، پس چرا اينجا تكرار نقض ذكر شده است ؟
پاسخ اين است كه : معناى آيهء دوّم ، ظهور نقض و گمان اين موضوع مىباشد و اهل مكّه عملا نقض عهد كردند و فردى از قبيلهء خزاعه از اصحاب رسول خدا ( ص ) را كشتند و بين نقض عهد نقض عملى آن ، تفاوت وجود دارد . يا اينكه مقصود از
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 56 .