بهطور مطلق ، ثابت گرديده است و كراهت او را در زمينهء فديه گرفتن نقل كرديم .
بلخى هم گفته است : بزرگان صحابه هم از گرفتن فديه كراهت داشتند ، ولى جز آنان اغلب به گرفتن فديه ، تمايل بيشترى داشتند .
4 -
« فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً »
« 1 » ؛ اين آيهء شريفه ، به مباح بودن غنايم اشاره دارد . پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : « من با پنج چيز بر تمام پيامبران برترى داده شدم ؛ اوّلا : من بر تمام مردم مبعوث شدم ، نه بر قوم يا طايفهء خاصّى . ثانيا : غنايم بر من حلال گرديده است . ثالثا : با رعب و غلبه مورد نصرت و يارى قرار گرفتم .
رابعا : تمام سطح زمين ، براى من سجدهگاه و پاككننده قرار داده شده است . خامسا : من به شفاعت دادن تخصيص داده شدم » . « 2 »
« غنيمت » هر آن چيزى است كه با قهر و غلبه از دشمن گرفته مىشود . آيا « فديه » هم غنيمت محسوب مىشود يا خير ؟ گفته شده است : آرى . مقصود از كلمهء
« غَنِمْتُمْ »
همان « فديه » مىباشد چون سخن در خصوص « فديه » مىباشد .
و برخى گفتهاند : خير ، چون « فداء » چيزى است كه در عوض نفس و جان انسان دريافت مىكند و غير از « غنيمت » مىباشد « 3 » . فايدهء اختلاف در باب « فديه » يا « غنيمت بودن » در خصوص « خمس » ظاهر مىشود ؛ اگر « غنيمت » باشد ، خمس دارد و اگر « فديه » باشد ، خمس ندارد .
اصل كلمهء « حلال » از « بازگشودن گره » آمده است . « 4 » بين « حلال » و « مباح » تفاوتى وجود ندارد ، جز اينكه « مباح » هرگز مسبوق به منع و حظر نيست ، ولى « حلال » نوعا مسبوق به منع و جلوگيرى است .
چون گفتيم كه اين كلمه ، از بازگشودن گره مىآيد و « گرهء » آن ممنوع بودن آن است و چون « غنائم » بر ملل گذشته و امم سالفه ، ممنوع و حرام بوده است ، شرع اسلام آن را « مباح » كرده است . كلمه « مباح » از باحت الدّار و سعهء آن آمده است .
كلمهء « طيّب » چيزى است كه موافق طبع و مطابق مزاج بوده باشد و كلمهء « من » در
« مِمَّا غَنِمْتُمْ »
، جهت تبعيض است و اگر آن كلمه نبود ، ديگر انتفاعات باقى را حرام به
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 69 .
( 3 ) . شافعى ، الام ، ج 4 ، ص ، 144 .
( 2 ) . خصال صدوق ، ج 1 ، ص 264 ، مترجم ، حديث 49 .
( 4 ) . لسان العرب ، ج 3 ، ص 300 .