حساب مىآورد و اينكه تنها خوردن و « أكل » را بيان نمود ، براى اين بود كه بزرگترين بهرهگيرى آن ، « خوردن » است .
5 - بشارت به اسيران : سپس خداوند متعال به اسيران بشارت داد كه : پس از دريافت فديه ، در صورتى كه نيّات آنان به صلاح گراييد و اسلام در قلوب آنان خالص گرديد ، چيزى بهتر از آنچه از آنان گرفته شده است ، عطا خواهد نمود . از عبّاس عموى رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) روايت شده است : خداوند متعال چيزى بهتر از آنچه از من گرفته شده بود را به من عطا نمود . هماكنون من مالك 20 نفر عبد و برده هستم و كمبهاترين آنان بيست هزار درهم ارزش دارد و خداوند متعال به من زمزم را عطا فرمود كه من آن را با تمام ثروت و دارايى مكّه ، عوض نمىكنم و هماكنون در انتظار مغفرت و عفو الهى هستم . « 1 » خداوند متعال در اين آيهء شريفه يك بشارت و يك انذار داد كه : آنان مىخواهند به پيامبر خدا ( ص ) از راه ارتداد ، خيانت كنند و پيش از او به خدا خيانت ورزيدهاند كه از راه شرك و همكارى با مشركين به خداوند خيانت كردند . پس خداوند پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را متمكّن ساخت كه بر آنان پيروز گردد و همچنين اگر مرتدّ گردند ، باز او را براى بار دوّم متمكّن مىسازد ، آنچنانكه بار اوّل متمكّن ساخت . همانطور كه با دريد بن صمّه و امثال او كه پس از اسلام ، مرتدّ گرديدند ، بر ضدّ رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) همراه با مشركين قيام كردند و سركوب شدند .
* * *
[ 156 ] آيهء دهم :
« فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ، وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ ، إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ »
« 2 » ؛
« پس تو اى پيامبر ! چون تهديد و مجازات و اندرز آنان و پيروانشان را پراكنده ساز ! باشد كه متذكّر ( زشتى نقض عهد شوند ) با آنان به كارزار مشغول شدى ، خيانت كارى ، ( گروهى از معاهدين خود ) را سخت مىترسى ، در اين صورت تو نيز ( با حفظ عدل و درستى ) عهد آنان را نقض كن كه خداوند خيانتكاران را دوست ندارد » .
ضمير « هم » در كلمهء « بهم » عائد به كسانى است كه نقض عهد كردند و آنان « طايفهء قريظه » بودند كه با پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) عهد بسته بودند كه هرگز قريش را
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، سورهء انفال ، ذيل آيهء ، 70 .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 57 و 58 .