تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
3 -
« لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ »
« 1 » مجاهد گفته است معناى اين آيه آنست كه : « اگر نبود كه خداوند كسى را عذاب نمىكند ، جز پس از نهى از آن ، هرآينه شما را عذاب مىنمود و چون نهى ننموده است ، پس شما را عذاب نكرد » . « 2 » ولى ابن جبير گفته است : « اگر اين معنا سبقت نگرفته بود كه فديه بر شما حلال مىباشد ، هرآينه شما را عذاب مىكرد . مؤلّف مىگويد : احتمال معناى ديگرى هم وجود دارد . 1 - اگر در حكم الهى نگذشته بود كه امّت محمّد در دنيا معذّب نمىشوند ، آن گونه كه امّت‌هاى پيامبران پيشين معذّب مىشدند ، هرآينه شما را عذاب مىنمود . 2 - اگر اين معنى در حكم الهى نگذشته بود كه هرگز در مورد خطا در اجتهاد مؤاخذه نمىگرديد ، هرآينه معذّب مىشويد بيان خطاى آنان اين بود كه آنان مىگفتند : قتل و كشتار آنان به مصلحت نيست ، چون اميد اسلام آوردن آنها هنوز وجود دارد ولى در گرفتن فديه بايد مصلحت مسلمانان در نظر گرفته شود ، چون اكثر مسلمانان فقير و نيازمند بودند ؛ نه مركبى داشتند كه سوار شوند و نه زاد و توشه‌اى كه از آن بهره‌مند گردند . البتّه شكّى نيست كه مصلحت مسلمانان موقّتى و زودگذر است ، ولى خونريزى كلّى و عمومى مصلحت كلّى بود پس وقتى تعارض نمودند ، يقينا مصلحت كلّى ، اولى و مقدّم بر مصلحت جزيى و زودگذر مىباشد . به عنوان مثال ، وقتى حادثه‌اى براى يك عضو بدن اتّفاق بيافتد كه تمام اعضاء را درگير و تهديد نمايد ، و قطع يك عضو كارساز مفيد است يقينا بريدن اولى و مصلحت است ، پس خطاب بر گيرندگان فديه است نه به شخص پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ؛ چون او معصوم از خطا مىباشد و قبلا هم نقل شد كه شخص آن حضرت ، از اخذ فديه كراهت داشتند . ولى جبايى گفته است : پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) به صورت اجماع ، در اين جريان عصيان كرده است ، ولى معيّن نكرده است كه در چه قسمتى اين امر وجود دارد . ظاهر امر آن است كه در عدم قتل و ايجاد حمّام خون ، خطا كرده است ، چرا حمام خون راه نيافتاد ، خسته است ! و گفتار وى باطل است ، چون عصمت آن بزرگوار
هامش
( 1 ) . سورهء محمّد ، آيهء ، 4 . ( 2 ) . كشاف ، ج 2 ، ص 237 ، سورهء انفال ، ذيل آيهء 68 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 433 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي