تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
فايدهء تفسيرى : على بن ابراهيم نقل مىكند : « هنگامى كه نضر بن حارث و عقبة بن ابى معيط كشته شدند . انصار نگران شدند كه مبادا اسيران را بكشند . پس به عرض رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رساندند كه : اى رسول خدا ! ما هفتاد نفر را كشتيم كه آنان از قوم و خانوادهء تو بودند . آيا اصل و ريشهء آنان را قطع مىكنى ؟ اى رسول خدا ! از آنان فديه بگيريد . كه بيشترين فديه چهارهزار درهم و كمترين آن هزار درهم بود . « 1 » گفته شده است فداى هر كدام از اسيران ، بيست اوقيه بود . ابن سيرين گفته است : يكصد اوقيه و هر اوقيه ، چهل درهم مىباشد . و از امام صادق ( عليه السّلام ) روايت شده است : « فداء ، چهل اوقيه بود و اوقيه چهل مثقال بود ، مگر عبّاس ، چون فديهء او صد اوقيه بود و هنگام اسارت بيست اوقيه طلا از او گرفته شد . پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : « اين غنيمت است . پس از طرف خود و فرزندان برادرت نوفل و عقيل هم فديه بپرداز . گفت : اى محمّد ! الآن چيزى همراه ندارم ، آيا مرا رها مىكنى تا در مورد بقيّه ، از مردم سائل به كف باشم ؟ ولى پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : پس چه شد آن طلايى كه هنگام بيرون آمدن از مكّه به « امّ الفضل » دادى و به او گفتى نمىدانم با چه حادثه‌اى روبه‌رو خواهم شد ؟ اگر حادثه‌اى پيش آمد ، پس آن طلا از آن تو و عبد اللّه و عبيد اللّه و فضل ( قثم ) بوده باشد . عبّاس گفت : اين خبر را چه كسى در اختيار تو قرار داده است ؟ پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود : پروردگارم اين خبر را در اختيار من قرار داده است . عبّاس گفت : پس من شهادت مىدهم كه جز معبود يكتا ، خداى ديگرى نيست ، و تو بنده و رسول او هستى ، به خدا قسم كسى از اين موضوع ، اطّلاعى نداشت و من در دل شب ظلمانى ، به او تحويل داده بودم . هنگامى كه فداء گرفته شد ، اين آيه نازل گرديد . « 2 »
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ذيل سورهء انفال ، آيهء 69 . ( 2 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 101 ، حديث 277 - مجمع البيان ، سورهء انفال ، ذيل آيهء 66 در آن كتاب به جاى امام صادق ( ع ) ، امام محمد باقر ( ع ) آمده است .