تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
3 - آنچه از اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السّلام ) نقل شده است ، اين است كه اگر اسير گرفته شود ، در حالى كه هنوز آتش جنگ شعله‌ور است ، قتل او متعيّن است يا با زدن گردن او يا قطع و بريدن دستان و پاهاى او ، پس از قطع دست و پا رها مىشود و دست و پا مىزند مىميرد . ولى اگر پس از خاموش شدن آتش جنگ ، اسير گرفته شود ، امام مخيّر است بين منّ ، و فداء و استرقاق ، ولى قتل او جايز نيست ولى اگر در دو حال اسلام پذيرفت از كشتن او جلوگيرى مىشود پس بنابراين قول حسن بصرى موافق مذهب فقهى ماست و قول به تقديم و تأخير : آيه قوّت پيدا مىكند و چندان حرجى وجود ندارد . 4 - افرادى كه گفته‌اند در آيه تقديم و تأخيرى وجود ندارد ، در قول خداوند متعال اختلاف ورزيده‌اند ، جايى كه مىفرمايد :
« حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها »
، برخى گفته‌اند اين آيه نهايت ضرب گردن‌هاست و گفته شده است كه غايت و نهايت شدّ وثاق مىباشد و گفته شده است : غايت منّ و فدا است و برخى هم مجموع هر سه مرحله را بيان كرده‌اند ؛ به اين معنى كه تمام اين احكام در حقّ آنان جارى است تا ديگر جنگى در اثر از هم پاشيده شدن شوكت و جلالى مشركين صورت نپذيرد . برخى گفته‌اند تا ردّپايى از مشركين روى زمين باقى نماند و جز پيروان دين حقيقى اسلام ، هيچ آيينى نباشد و گفته‌اند تا وقتى عيسى بن مريم نازل گردد . « 1 » 5 - خداوند متعال خبر داده است كه اگر او مىخواست ، تمام كفّار را مستأصل و هلاك مىساخت ، بىآنكه به عمل شما مسلمانان نيازى داشته باشد ولى او شما را به اين امر مأمور ساخت تا مؤمنان را از كافران بيازمايد . به اين صورت كه مؤمنان مجاهده كنند ، پس مستوجب ثواب گردند و كافران با مؤمنان مقاتله كنند و با دست مؤمنان به سرنوشت هلاكت‌بار خود نائل آيند و به سوى عذاب دردناك منقلب گردند . 6 - سپس خداوند متعال خبر داد : آنان كه در راه خدا مقاتله مىكنند ( حسن بصرى قتلوا ، يعنى : كشته شده‌اند ، خوانده است ) ، خداوند أجر و ثواب آنان را ضايع و زايل نمىسازد ، آنها را به سوى ثواب هدايت مىكند يا به آنان ثواب عنايت مىفرمايد و شأن آنان را در دنيا اصلاح مىكند ( و يصلح ) و وارد بهشت مىسازد ( و يدخلهم الجنّة ) . اين قسمت تفصيل عاقبت آنان پس از اجمال مىباشد . خداوند آنها را داخل بهشت مىسازد ، بهشتى كه در دنيا به آنان شناسانده است و مشتاق آن گشته‌اند و به خاطر
هامش
( 1 ) . تفسير كشّاف ، ج 4 ، ص 317 ، سورهء محمّد ، ذيل آيهء 4 .