پاسخ آنست كه اسلام در اولويّت قرار دارد و معلوم الأراده است . و چون آنان با اوصاف چهارگانه توصيف شدند ، در اين اوصاف قطع طمع از اسلام آوردن آنان يقينى ، است و ذكر جزيه از آن باب است كه پرداخت آن ، ركن اعظم در شرايط اهل كتاب است و اگر به آن اخلال ورزند و به احكام اسلام نيز گردن ننهند ، پس شرايط ذمّه را زير پا گذاشتهاند .
3 - شرايط ذمّه ؛ يعنى : پذيرفتن جزيه و اينكه احكام اسلام بر او جارى گردد ، مسلمانان را در اموال و انفس و ناموس مورد ايذاء و آزار قرار ندهند ، كنيسه و كليسا احداث نكنند و در مورد دين اسلام تنقيص ننمايند ، به اين ترتيب كه در مورد خدا و رسول با چيزهايى كه روا نيست ، سخن نگويند و با مخالفت با دو شرط اوّل از شرايط ذمّه خارج مىشوند » . « 1 »
4 - « جزية » همانند « جلسة » اسم نوع از مادّهء « جزاء » است و مقدار معيّن و حسابشده نيست كه اندازهء آنچه مقدار است ، بلكه برحسب آن چيزى است كه امام و پيشواى مسلمانان ، صلاح مىداند ، چون او داناتر به حال صغار مىباشد .
ولى نزد ابو حنيفه در آغاز هر سال از فقير كاسب 12 درهم ، از فردى كه درآمد متوسّطى دارد ، 24 درهم و از ثروتمند و غنى 48 درهم ، دريافت مىشود ، ولى از فقيرى كه كسب و كارى ندارد ، چيزى گرفته نمىشود .
ولى نزد شافعى در پايان هر سال از هر كدام از پرداختكنندگان جزيه ، يك دينار گرفته مىشود ، خواه فقير باشد يا غنى ، اهل كسب و كار باشد يا نباشد او تفصيلى نداده است . « 2 »
5 - از زنان و كودكان جزيه گرفته نمىشود ، چون آنان اهل كارزار نيستند ولى آيا از پيرمردان گرفته مىشود يا نه ؟ برخى گفتهاند : آرى ، ( شيخ در مبسوط ) ، چون از فكر و نظر آنان استفاده مىشود و برخى ( علّامه حلّى ، كتاب جهاد ) گفتهاند : خير ، چون آنان اهل قتال و كارزار نيستند ، ولى اولى آن است كه گرفته شود ، به دليل آنچه گذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . الخلاف ، ج 5 ، ص 553 ، مسئلهء 22 . الخلاف ، ج 5 ، ص 545 ، مسئلهء 9 ، شرح فتح القدير ، ج 4 ، ص 73 .
( 2 ) . حلية العلماء ، ج 7 ، ص ، 697 بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 391 ، الأم ، ج 4 ، ص 179 ، الوجيز ، ج 2 ، ص 200 .
( 3 ) . بدايع الضايع ، ج 7 ، ص 111 .