اين آيهء اشاره به قتال اهل كتاب دارد و خداوند متعال آنان را با چهار صفت ، توصيف كرده است كه هر كدام از آنها ، مستوجب قتال و كارزار مىباشند .
1 - آنان در واقع معتقد به خدا نيستند و به او ايمان ندارند . آنان خداوند را با صفتى مىشناسند كه محال است خداوند با آن اوصاف ، توصيف گردد ، همانند گفتار آنان كه « عزيز پسر خداست » يا مسيح فرزند خداست . از اين رو آنان را با « شرك » توصيف نموده است .
2 - آنان به روز آخرت ايمان ندارند ، آنچنانكه شايستهء آن است و مىگويند :
« آتش جز ايّام معدودى با ما تماسّ نخواهد داشت « 1 » » .
3 - آنان محرّمات خدا را حرام نمىدانند ، همانند شراب و خمر ، نكاح و ازدواج با محارم و مباح شمردن گوشت خوك و . . .
4 - آنان متديّن به دين حقّ نيستند ، دين حقّ يا « اسلام » است و يا « اطاعت » ؛ يعنى : اگر آنان مدّعى دينى هستند ، يا طاعتى را انجام مىدهند ، مطابق حقّ نيست .
چون كتاب خود را تحريف نمودهاند و امور غير شرعى را به خود بستهاند . حال كه موارد چهارگانه را متوجّه شديم ، به بيان احكام فقهى مىپردازيم :
احكام فقهى هشتگانه :
1 - اهل كتاب واقعى « يهود و نصارى » هستند امّا مجوس و آتشپرستان شبههء كتاب دارند و گفته شده است كه اين افراد اهل كتاب نيستند ، چون خداوند متعال مىفرمايد :
« إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ عَلى طائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنا »
« 2 » . يعنى : « كتاب به دو گروه پيش از ما نازل گرديده است » و كلمهء « انّما » بيانگر « حصر » مىباشد و كتابى داشتند كه آن را آتش زدند . « 3 » به همين جهت است كه پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمودند « با آنان رفتار اهل كتاب را داشته باشيد » . « 4 »
2 - قبلا گذشت كه با اهل كتاب مقاتله و كارزار مىگردد تا به يكى از دو امر ملتزم گردند : يا اسلام آورند و احكام آن بپذيرند يا شرايط ذمّه و پرداخت جزيه را چرا در اين آيه غايت و نتيجهء قتال را به پرداخت جزيه منحصر نمود ، ولى اسلام و پذيرش احكام آن را بيان نكرد ؟
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء ، 80 .
( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 156 .
( 3 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 99 / 272 . دعائم الاسلام . ج 1 ، ص .
( 4 ) . 380 . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 99 ، حديث 273 .