« فئه » گفته است ؟ چون بازگشت مردم و سربازان و اصحاب و ياران در رفع حوائج به دست اوست و منصوب بودن آن به جهت حال بودن است ؛ يعنى : كسى كه به پشت برگردد ، پس غضب و خشم خدا را خريده است ، مگر در دو حالت فوق كه بيان شد و احتمال دارد جهت استثناء بوده باشد .
احكام فقهى :
1 - فرار از قتال مشركين ، پس از آنكه برخورد صورت گرفت ، حرام مىباشد ، مگر در دو حالت « تحرّف » يا « تحيّز » كه قبلا توضيح داده شد .
2 - خطاب الهى به هر دو گروه « مسلمانان » و « مشركان » شمول دارد و گفته شده است كه مخصوص « جنگ بدر » بود ، چون اين آيه در اين واقعهء تاريخى حسّاس نازل شده است ولى بارها شناختى كه مورد هرگز مخصّص نيست .
3 - وجوب ثبات و پايدارى و حرمت فرار ، مطلق ، و بدون قيد و شرط نيست ، بلكه مقيّد به عدم فزونى نيروهاى دشمن به صورت چند برابر مىباشد ، چون در صورت فزونى بيش از حد ، فرار جايز است ، آنچنانكه خواهد آمد .
4 - در صورتى كه نيروهاى دشمن چند برابر نشود و ناراحتى و مشقّت خاصّى نيز پيش نيايد ، آيا پايدارى واجب است و فرار حرام يا خير ؟ حقّ آن است كه پايدارى مىبايست انجام شود ، چون كلام الهى عموم و شمول را مىرساند . جايى كه مىفرمايد :
« إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا »
« 1 » و برخى گفتهاند شقّ دوّم را انتخاب كند ، چون در آيهء شريفه آمده است ،
« وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ »
« 2 » در اين استدلال ضعف وجود دارد چون به تعزير افتادن و ايثار كردن در جنگ ، يكى از لوازم جنگ است .
5 - تمايل به چپ و راست يا آماده شدن جهت قتال به اين صورت كه سلاح خود را آماده سازد يا عطش خود را تسكين بخشد يا گرسنگى خود را رفع نمايد يا اينكه آفتاب را از پيشاپيش خود ، دور كند ، مانعى ندارد ؛ مشروط براينكه در فرماندهى آمادگى جايگزينى او وجود داشته باشد ، خواه دور باشد يا نزديك ، مگر اينكه فاصله آن قدر زياد باشد كه فرار محسوب گردد .
6 - فرار در چنين مرحلهاى ، گناه بسيار بزرگى است ، چون در مقابل آن وعدهء آتش داده شده است و « توبه » عبارت از برگشتن به مركز و اظهار ندامت و عزم به قتال مىباشد .
هامش
( 1 ) . سورهء انفال ، آيهء 40 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 195 .