نجنگيد چون در دور تر قرار داشتند . ابن عمر از جنگ ديلم و گيلان سؤال نمود . پس در جواب فرمود : بر شما باد روميان ! « 1 »
« غلظت » به معنى شدّت و خلاف نرمى مىباشد .
« وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ » ؛
« بدانيد كه خداوند با پرهيزكاران است » . چون خداوند دستور به تقوى و پرهيزكارى داده است و از محالات است كه خود به در حالى كه ، هم بر ضدّ آن باشد . شايد در اينجا مقصود از « متقّيان » كسانى باشند كه خود نگهدارندهء سستى ، ملايمت و فرار بوده باشد ، چون خداوند به اضداد آنها امر نموده است .
* * *
[ 144 ] آيهء چهارم :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ ، أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ »
« 2 »
« اى اهل ايمان ! هرگاه با تهاجم و تعرّض كافران در ميدان كارزار روبرو شويد مبادا از بيم آنان پشت نموده و فرار كنيد هركس چنين كند به طرف غضب و خشم خدا روى آورده و جايگاهش دوزخ است كه بدترين منزلگاه است مگر آنكه از راست به چپ پا را ، پا از قلب لشكر به جناح آن براى مصالح نظامى رود يا از سوى فرقهاى به فرقه ديگر شتابد » . گفته شده است : مقصود از « زحف » آن سپاه متراكمى است كه از كثرت نفرات ، از دور ديده مىشود . انگار كه در حال حمله كردن هستند و نيز گفته شده است « زحف » نزديك شدن گامبهگام مىباشد .
هنگامى كه « زحف الصّبى » به طرف جايگاه خود حركت نمود گرفته شده است .
« زحف » منصوب جهت حاليّه مىباشد . گفته مىشود « جاى زيد زهفا و « زحفا » يا حال است از فاعل يا از هر دو با هم . « تحريف » عبارت از « ميل به طرف » مىباشد و « التّحريف الى طلب الرزق » از آن كلمه است ؛ يعنى : ميل به سمت و سويى نمود كه احتمال روزى داده مىشود . « لقتال » يعنى : تمايل به طرف فرار نبوده باشد بلكه براى موضعگيرى و حفظ موقعيّت جهت قتال بوده باشد ، باز گفته شده است : حمله بعد از فرار و تحيّز ميل به جا و مكان است . « فئه » عبارت از جماعتى از مردم است كه از ديگرى منقطع باشند . گفته شده است . « فئه » به معنى رئيس قشون مىباشد و چرا
هامش
( 1 ) . تفسير كشاف ، ج 1 ، ص 323 ، ذيل آيهء 123 ، سورهء توبه .
( 2 ) . سورهء انفال ، آيهء 15 و 16 .