تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
« 1 »
»
؛ « اى پيامبر ! از تو دربارهء جنگ در ماه حرام سؤال كنند ، بگو : گناهى است بزرگ ولى بازداشتن مردم از راه خدا و كفر به خدا و پايمال كردن حرمت حرم خدا و بيرون نمودن اهل حرم ، بسيار گناه بزرگترى است و فتنه‌گرى فسادانگيزتر از قتل است و كافران پيوسته با شما مسلمين كارزار كنند تا آنكه اگر نتوانند شما را از دين خود برگردانند و هركس از شما از دين خود برگردد و به حال كفر باشد تا بميرد . چنين اشخاصى اعمالشان در دنيا و آخرت تباه و باطل گرديده و آنان اهل دوزخ هستند و در آن هميشه معذّب خواهند بود » . كلمه « قتال » مجرور است ، از آن نظر كه اين كلمه بدل اشتمال از شهر حرام باشد و
« صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ »
؛ يعنى : « جلوگيرى از اطاعت خداوند عالم و كفر به او و كلمهء « و المسجد » معطوف به « به » نيست ، بلكه مجرور است به علّت عطف به سبيل اللّه ؛ يعنى : جلوگيرى از مسجد الحرام و اخراج أهل آن مرفوع است به علّت عطف بر صدّ و هر دو به علّت مبتدا بودن ، مرفوع هستند . « أكبر » خبر از جميع مىباشد چون افعل التّفضيل در آن مفرد ، مثنّى و جمع مساوى مىشوند . « فتنه » كارهايى است كه مرتكب شده‌اند ؛ اعمّ از اخراج اهل مكّه يا شرك به خداوند عالم . شأن نزول : گفته‌اند شأن نزول اين آيهء شريفه ، در موردى است كه پيامبر خدا ( ص ) سريّه‌اى را به فرماندهى عبد اللّه بن جحش اسدى كه پسر عمّهء پيامبر خدا بود ، دو ماه جلوتر از جنگ بدر در ماه جمادى الاخرى مأمور كرد تا از كاروان قريش ديده‌بانى نمايند . آنان كه اموال تجارتى از طائف مىآوردند ، در جمع كاروان ، عمرو بن عبد اللّه نيز بود و سه تن ديگر نيز همراه او بودند . گروه عبد اللّه بن جحش در اوّل ماه رجب به آنان برخورد ولى آنها تصوّر مىكردند كه آخر ماه جمادى الثانيه مىباشد . پس عمرو بن عبد اللّه حضرمى را كشتند و دو نفر از ياران او را به إسارت گرفتند . قريشيان گفتند :
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 217 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 411 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي