از جنگ در حالى كه خالى از هر ضررى هستند امّا « جرّ » به « علّت » صفت مؤمنين يا بدل بودن از آن مىباشد . « 1 »
كلمهء « درجة » منصوب بر مصدر ، يا تميز بودن مىباشد و « كلّا منصوب بر مفعوليّت مىباشد و مقدّم بر عامل خويش گرديده است به علّت اهميّتى كه داشته است . « و اجرا » منصوب بر مصدر بودن ، يا به علّت تميز بودن مىباشد .
اقسام برنشستگان از جهاد :
بدان بازنشستگان از جهاد و جنگ از گروه مؤمنان دو قسم بيشتر نيستند :
1 ) افرادى كه بدون ضرر و ناراحتى مىباشند ولى قعود و نشستن آنها يا به علّت اذن و اجازهاى است كه دريافت نمودهاند و يا به علّت وجود افرادى است كه كفايت از ديگران مىكنند .
2 ) افرادى كه داراى ضرر و مانع بازدارنده هستند كه مانع از بيرون شدن آنان مىباشد و اگر آن ضرر در ميان نبود ، حتما خارج مىشدند .
پس گفتن « مساوات » بين قسم اول و مجاهدين صراحت دارد ، امّا نفى مساوات بين مجاهدين و قسم دوّم هم حاصل است ، چون نيّت بين آن دو مشترك باشد ، فقط عمل مجاهدين بيشتر است . پس در واقع مساواتى نيست . بعد از آن چون نفى مساوات مجمل بود ، آن را با بيان روشنتر رديف نمود ، جايى كه فرمودند :
« فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً »
و چون ضرورت ايجاب كرد ، فردى كه از روى عذر و بهانه تقاعد نموده است ، مانند آن كسى نيست كه بدون عذر و بهانه بازنشسته است . از اين رو برترى دادن نسبت به قسم اوّل ، يعنى : كسى كه با عذر و بهانه ، تقاعد نموده است ، كمتر است ، به همين خاطر با كلمه « درجة » اشاره نمود و اجر و مزد وى از قسم دوّم يعنى كسى كه بدون بهانه ، تقاعد ، نموده است ، خيلى بيشتر بود . از اين رو با كلمهء
« أَجْراً عَظِيماً »
به درجات و مغفرت ذنوب و رحمت يعنى تفضّل فزونتر از استحقاق او اشاره نمود و اين امر برحسب مشيّت و ارادهء خاصّ سبحانى است .
و گفته شده است « مجاهدين » نخستين كسانى هستند كه با كفّار جهاد مىورزند و « مجاهدون » افرادى ديگرى هستند كه با نفس خويش مجاهده و مبارزه
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ذيل سورهء نساء ، آيهء 95 ، كشّاف ، ج 1 ، ص 553 ، ذيل آيه مزبور .