مىكنند . با استناد به آن حديث شريف معروفى كه از جهاد اصغر به جهاد اكبر بازگشتيم ، اشارتى دارد .
برخى گفتهاند : مقصود از « درجة » ارتفاع شأن آنان در پيشگاه خداوند ذو الجلال است و مقصود از « درجات » منازل آنان در بهشت مىباشد و برخى گفتهاند : مقصود از « درجه » عبارت است از آنچه پيش مردم كسب مىكنند از ثنا و توصيف و غنيمت دنيوى و مقصود از « درجات » ، آن مقامات و منازلى است كه در آخرت كسب مىنمايند .
« كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى »
، يعنى : « ثواب نيكو كه همان بهشت است » و تنوين « كلّا » عوض از مضاف اليه است ؛ يعنى : هر كدام از ذكرشدگان در آيه ، داراى ثوابى نيكو هستند .
حكم مستفاد از آيه :
1 - تصريح نمودن به اينكه جهاد ، « واجب عينى » نيست و گرنه فردى كه بازنشسته از جهاد است ، البتّه نه از باب ضرورتى ، نمىتوانست معذور بوده باشد و آن باطل است .
2 - « سقوط وجوب جهاد » از فردى كه ضرر و ناراحتى دارد مانند كور ، لنگ ، زمينگير ، سالخورده ، فقير و . . . چون اين موارد ، مشمول لفظ « ضرر » مىباشند .
3 - زيد بن ثابت روايت نموده است : در آيهء شريفه ، كلمهء
« غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ »
نبود ، وقتى ام مكتوم كه فرد كورى بود ، آمد در حالى كه گريه مىكرد و عرض مىكرد : يا رسول اللّه ! پس احوال كسى كه توان جهاد ندارد ، چگونه خواهد بود ؟ دوباره به پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) وحى شد و گفت : بخوان :
« غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ »
، پس اين كلمه را به آيه پيوست نمود . رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىفرمايد : قسم به آن خدايى كه اختيارم در كف قدرت اوست ، همانند آن است كه هماكنون من آن را تماشا مىكنم ، هنگامى كه بىهوش در موقع نزول وحى ، در كتف من بود » . « 1 »
در اين آيه خبر دلالتى است كه تأخير بيان از وقت خطاب ، جايز و روا مىباشد .
* * *
هامش
( 1 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 99 ، حديث 273 ، مجمع البيان ، ذيل سورهء نساء ، آيهء 95 ، كشّاف ، ج 1 ، ص 553 .