قدمى كه كفّار را خشمگين كند برندارند و هيچ دستبردى به دشمنان نرسانند جز آنكه در مقابل هر يك از اين رنج و الم عمل صالحى در نامهء اعمال آنان نوشته شود كه خدا هرگز اجر نيكوكاران را ضايع و تباه نخواهد نمود » .
منظور از اهل مدينه ، أعمّ از مهاجرين و انصار ساكنان آن شهر مىباشند . « اعراب جمع عرب مانند « اعجام » جمع عجم ، به كسانى گفته مىشود كه در باديهها سكونت مىكنند ، خواه از عرب بوده باشد يا عجم ، و هرچند ساكن شهرها و بلاد بشوند ، « رجل عربى » گفته مىشود و در صورتى كه ساكن باديه باشد ، « اعرابى » گفته مىشود .
« ظمأ » شدّت عطش مىباشد و « نصب » به معنى تعجّب و زحمت مىباشد .
« مخمصه » به معنى گرسنگى است . و لا يطؤن موطنا ؛ يا مصدر است يا « مكان وحى » و مقصود از « وطى » دم زدن و پيادهروى است و گفته شده است كوچيدن و گام نهادن .
« نيل » مصدر است و در معناى آيه هر آن چيزى است كه ناراحتكننده يا ضرر سازنده است ، اعمّ از قول و نفقهء صغيره ، كه و قليل مىباش . چون ضعيفتر نسبت به حجم و قليل نسبت به سنگينى و وزن مىباشد و ميان آن در تلازم مىباشد . از اين رو يكى ديگر در جاى ديگرى به كار گرفته مىشود . آنچنانكه همين سخن در مورد كبير و كثير وجود دارد .
« وادى » به معناى هر ساعت بين كوهها و ردّههاست . فاعل از كلمهء « وى » مىباشد كه آن هنگامى است كه آب سيلان و جريان پيدا مىكند و صفت آب است . پس مكان و محل به نام « حال » ناميده شده است . و گاهى كلمهء « وادى » در مطلق مكان استعمال مىشود و امكان دارد همين معناى دوّم مقصود آيه بوده باشد .
هنگامى كه اين لغات را شناختى ، در آيهء شريفه تحريم ، تخلّف از جهاد و بيرون نرفتن با پيامبر خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) ذكر شده است و بيان گرديده است كه در حكم الهى و در شرع او جايز نبوده است كه آنان از جهاد و رسول خدا تخلّف ورزند تا جان خود را حفظ كنند . چون نفوس آنان ، عزيزتر از نفس پاك پيامبر خدا ( ص ) نيست .
دو فايده كلّى و جزئى :
يك فايدهء كلّى آنست كه به آن تصريح نشده است ، عبارت از اهانت به كفّار و خوار ساختن آنان و شكستن شوكت و قدرت آنان است كه در مقابل اعزاز دين و