تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
« تعجّب از مؤلف بزرگوار است كه چرا اين آيه را در ميان آيات جهاد نياورده است و رديفى بر آن ترتيب نداده است در صورتى كه اين آيه ، نخستين هستهء دفاعى و جهادى رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را تشكيل مىدهد و پس از انعقاد اين پيمان بود كه مسلمانان توانستند به مدينه ، مهاجرت كنند و آن همه عمليّات نظامى و فتوحات را بر ضدّ دشمن انجام دهند . شايد علّت نياوردن آن به جهت عدم آمادگى ابزار آن روز بوده است . در اصول فقه خوانديم كه مورد در شأن نزول هرگز مخصصّ نيست و شأن نزول مانع از گسترش حكم الهى نيست » . آرى ، در اين آيهء شريفه نيز تشويق و ترغيب به جهاد و بزرگ بودن فايده آن تصريح شده است و معناى آيه اين است كه خداوند از مؤمنان نفوس حيوانى و نفوس امّاره به سوء را خريدارى نموده است و در مقابل آن بهشت جاودان داده است . پس فروشنده آن نفوس عاقله‌شان مىباشد و مشترى هم كه « اللّه » مىباشد ، جنس هم نفس حيوانى و حياتى است و قيمت آن هم بهشت رضوان خداوند است . « 1 » مقصود از خريد و فروش ، تبديل نمودن نفوس حيوانى به بهشت است . پس « خريد » را استعاره از تبديل نمودن كرده است و استعاره نوعى مبالغه در تشبيه مىباشد . تو مىگويى : زيد همانند شير است و اگر مبالغه نمودى ، « مىگويى : زيد خود شير است » . در واقع اينجا خريد واقعى نيست ، چون ثمن و مثمن از آن خود خداست و او مالك هم قيمت و هم كالا و هم فروشنده است ، جز اينكه فروشنده را نوعى اختصاص به جنس فروخته شده وجود دارد كه تن او و روح و روان اوست ، همانند اختصاص عاريه به صاحب عاريه . چنان‌چه صاحب عاريه نمىتواند جنس مورد عاريه و امانت را به مالك آن جنس بفروشد ، در اينجا هم اين‌چنين است و چون كالا حاضر نبوده است ، از اين رو نياز به رهن و گرو پيدا كرده است تا خريدار اعتماد و اطمينان پيدا كند و آن « وثيقه » تأكيد وعدهء الهى است كه فرمود :
« وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا »
؛ « اين يك وعدهء حقّ و حقيقى نسبت به فروشنده مىباشد » . اين مصدر تأكيدكنندهء مضمون جمله است كه مىفرمايد :
« بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ »
؛ و حقّا صفت آن است .
هامش
( 1 ) .فروشنده حسين ( ع ) جنس هستى و مشترى يزدان * بيا كالا ببين ، قيمت نگر كن و مشترى بنگر.
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 403 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي