احكام فقهى مستفاد :
1 - مباح بودن قتال با كسانى كه در ماه حرام ، حرمت ماه را نگه نمىدارند ، اعمّ از كسانى است كه قبلا حرمت براى ماه حرام قائل بودند يا آنان كه قائل نبودند . چون وقتى قتال كسانى كه حرمت آن را نگه مىداشتند ، جايز بوده باشد ، پس قتال ديگران اولىتر است .
2 - قتال كسانى كه تجاوزگر هستند و تعدّى مىكنند . جايز است ، به آن ترتيبى كه آنان انجام دادهاند :
« وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ »
.
3 - هنگامى كه كسى به حوزهء مسلمين حملهور شد . قتال او جايز است و اين دفاع واجب مىگردد ؛ نه از آن نظر كه خاصيّت جهاد ، اين باشد . چون وقتى قتال جايز شد ، دفاع واجب مىگردد ، خواه امام حاضر باشد يا غايب .
4 - وقتى فردى در ميان قومى قرار گرفت كه دشمن به آن قوم يورش آورد و او بر نفس خود ترسيد . قتال اين دشمن حملهور جايز است و قصد اين فرد ، دفاع از نفس خويشتن مىباشد ، چون آيه دستور مىدهد :
« فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ »
: « 1 »
5 - جايز است كه به مقتضاى اين آيهء شريفه ، غاصب و ظالمى را كه نمىتوان مظلمهاى را جز با گرفتن مالش به مقدار آنچه غصب كرده است ، انجام داد . مىتوان آن را گرفت ؛ خواه به حكم حاكم باشد يا نباشد .
6 - فردى كه از تجاوز دفاع مىكند ، در صورتى كه در تجاوز خود ، حدود تعدّى را رعايت كند ، مورد نصرت خداوند است چون خدا با اوست .
* * *
[ 133 ] آيهء پنجم :
« وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً »
« 2 » ؛ « چه شده است بر شما كه در راه خدا مقاتله و كارزار نمىكنيد در حالى كه مستضعفان از مردان و زنان مىگويند خدايا ما را از آبادى كه اهل آن ظالم و ستمگر هستند بيرون ببر و يار و ياورى از پيش خود بر ما قرار بده و از سوى خود ناصر و كمكى تعيين نما » .
« جمعى از مسلمانان ناتوان كه فرصت هجرت به مدينه را پيدا نكرده بودند و در مكه باقى مانده بودند ، كفّار قريش تلاش مىكردند آنان را از دين خود برگردانند و
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء ، 194 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 75 .