تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
كه بميرد و جهاد نكرده باشد ، و يا در مورد جهاد گفتگو ننموده باشد ، بر شعبه‌اى از نفاق مرده است ، ولى اين حديث بر فرض صحّت نمىتواند دليل وجوب عينى جهاد گردد چون پس از وقوع غزوه و جهاد را بيان مىدارد . هرچند گاهى اوقات واجب كفايى برحسب احوال و اوضاع و شرايط خاصّى ، واجب عينى مىگردد و اين امر يا به علّت قصد و كوتاه آمدن قيام‌كنندگان اين امر يا به تعيين فرمانده عمليّات و يا براساس عوامل ديگرى صورت مىپذيرد . « 1 » 3 - برخى از اهل سنّت بر آن هستند كه « وجوب جهاد » مختصّ دوران صحابه است ، چون اين امر به‌طور مستقيم متوجّه آنهاست . ولى اين رأى باطل است ، چون خطابات قرآن با
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا »
يا
« جاهَدُوا »
ظهور در عموميّت و شمول دارد و همه را مورد خطاب قرار مىدهد و طبق حديث رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه فرمودند : « حكم من به يك نفر ، همانند حكم بر جماعت و عموم مردم مىباشد » . « 2 » و دليل ديگر ، اجماع قائم است كه حكم جهاد شامل عموم مسلمانان مىشود . 4 - دليل چهارم ، مصلحت و فايدهء جهاد مىباشد كه عمومى و همگانى است . امّا فايدهء حالى آن عبارت از غنيمت ، پيروزى و لذّت و عزّت و سربلندى است . امّا در آخرت ثواب و فوز به منازل عاليهء شهيدان و مقامات سعيدان و نيكومردان است و در ترك جهاد ، خساراتى نهفته است كه عبارت از فقر ، ذلّت خوارى ، عقاب و نيل به دركات أشقياء مىباشد . * * *

[ 130 ] آيهء دوّم :

« وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ »
؛ « 3 » « در راه خدا به شايستگى مجاهده كنيد او بود كه شما را از بين امم برگزيد و در دين بر شما حرج و مشقّت قرار نداد » . اين آيه نيز دلالت بر « وجوب جهاد » دارد به علت وجود صيغهء امر كه دلالت بر وجوب دارد . پس بدان كه جهاد در اين آيه احتمال سه معنى را دارد : 1 - جهاد با « كفّار » در راه نصرت و يارى رساندن به اسلام و إعلاى كلمهء حقّ « خدا » . 2 - جهاد با « نفس أمّاره » و لوّامه در راه نصرت نفس عاقله و مطمئنّه ، كه آن « جهاد اكبر » است ؛ چون در روايت آمده است هنگامى كه رسول خدا ( ص ) از برخى
هامش
( 1 ) . سنن ابى داود ، ج 2 ، ص 10 . ( 2 ) . غوالى اللئالى ، ج 2 ، ص 98 ، حديث ، 270 . ( 3 ) . سورهء حجّ ، آيهء 78 .
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 396 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي