زيارت تو كعبه را نيك و خير است و ما اين خانه را دوهزار سال پيش از شما زيارت نمودهايم .
بعضىها گفتهاند : حضرت آدم ( عليه السّلام ) هزار بار با پاى پياده براى زيارت كعبه آمد ، هفتصد بار حجّ و سيصد بار عمره انجام داد و هميشه از سمت شام مىآمد سفر او با گاو نر بوده است .
2 - هنگامى كه طوفان نوح ( عليه السّلام ) رخ داد ، خانهء خدا به آسمان چهارم برداشته شد كه بيت المعمور در آسمان چهارم بود . سپس خداوند به ابراهيم ( عليه السّلام ) دستور ساخت آن را داد و ابراهيم آن را بنا نمود و جبرئيل ( عليه السّلام ) جاى آن را نشان داد .
بعضىها گفتهاند : خداوند پاره ابرى فرستاد تا بر همان محلّ سايهاى مىافكند ، تا بنا نمايد بدون كم و زياد و در روايتى آمده است كعبه را از پنج كوه بنا نموده است : كوه طور ، كوه سينا ، طور زيتا ، كوه بنان ، و كوه جودى . و اساس آن از كوه حراء بود . سپس جبرئيل ( عليه السّلام ) حجر اسود ( سنگ سياه ) را از آسمان آورد . بعضىها گفتهاند كوه ابو قبيس تكان خورد و سنگ مذكور از آن جدا شد و در ايّام طوفان آن را در دامن خود نگه داشت كه به صورت ياقوت سفيد بود و بر اثر لمس زنان حائض و ناپاك در دوران جاهليت تيره و سياه شد . لذا « حجر أسود » يعنى « سنگ سياه » ناميده شده است .
در جملهء
« رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا »
؛ « خدايا از ما بپذير » . اشاره به آن است كه بناى بيت اللّه براى عبادت ، ستايش و سپاس است ، نه براى سكونت ، زيرا تقاضاى پذيرش فقط در مورد عبادت قابل تصوّر است و الّا اگر كسى خانهاى براى سكونت و إقامت و آسايش خود بسازد ، تقاضاى پذيرش از پروردگار معنا و مفهومى نخواهد ، داشت .
بعضى از افراد عامّى ، آيهء مذكور استدلال نمودهاند كه بين مسئلهء اجزاء و قبول ، مىتوان تفكيك قائل شد به اين صورت كه عملى كه « مجزى و كافى » باشد ، عملى است كه دستور با شرع انجام شود و باعث سقوط تكليف گردد و اينكه مكلّف از عهدهء عمل بيرون گرديده ، يعنى عمل را بهطور صحيح انجام داده است ، ولى در عين حال ممكن است مورد قبول نباشد و « قبول » عملى است كه ثواب و پاداشى بر آن مترتب مىگردد » .