« يَرْفَعُ »
فعل مضارع است و از اوضاع آن روز ، حكايت حال ، خبر مىدهد بعضىها گفتهاند : مقصود از « يرفع » كه خبر است ، امر و دستور ، اراده شده است ، يعنى : ابراهيم بايد بالا ببرد . اين قول قابل قبول نيست ، براى اينكه ارادهء امر از فعل مضارع مجاز است و اصل قاعدهء إقتضاى عدم مجاز بودن را دارد .
« الْقَواعِدَ »
؛ « قواعد » جمع قاعده است و به معناى اساس و پايه مىباشد ، لذا به صورت جمع آورده است براى اينكه هر ساقى ( ستون ) نسبت به ما فوق خود ، پايه است و نسبت به آنچه كه در زير آن قرار دارد ، بنا به حساب مىآيد و « يرفع » يعنى ثبات و بنا در آن ايجاد نموده هر ستونى كه به اتمام برسد مىگويند « ثابت گرديد » و بالا بردن بنا ، از لازمهء ثبات آنست . ملزوم كه بالا بردن باشد را به كار برده و ثبات را اراده نموده است و از لحاظ سخن گفتن ، نهايت فصاحت را ملحوظ داشته است ، زيرا ابهام درد است و بيان ، لذّت است و لذّت بعد از درد ، قوىتر و جالبتر خواهد بود و « اسماعيل » مرفوع است و مبتداء و خبرش محذوف است و تقدير آن چنين است « و اسماعيل يناوله » واو حاليّه است ، يعنى : در حالى كه اسمعيل آن را تحويل مىگرفت ، قرينه بر محذوف بودن خبر ، آنست كه ساختن خانه نياز به كسى دارد كه آن را بگيرد .
« رَبَّنا »
ابراهيم و اسماعيل بعد از ساختن خانه ، مىگفتند : پروردگارا ! از ما بپذير « و عبد اللّه بن مسعود » قرائت نموده است
« إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »
؛ تو دعاى ما را شنوا هستى و از نيّت و قصد ما آگاه مىباشى اى آفريدگار ما !
نكاتى چند :
1 - مجاهد فرموده است : اوّل كسى كه كعبه را بنا نمود ، ابراهيم ( عليه السّلام ) بود .
لذا حسن گفته است : نخستين كسى كه خانه را زيارت نمود ، ابراهيم ( عليه السّلام ) بود .
هر دو قول ضعيف است و حقّ مطلب آنست كه خانه خدا پيش از ابراهيم ( عليه السّلام ) بوده است و نيز در روايتى آمده است : خداوند بيت را به صورت ياقوتى از ياقوتهاى بهشت ، فرو فرستاد كه دو در از سمت شرق و غرب از جنس زمرّد داشت و به حضرت آدم ( عليه السّلام ) خبر داد كه براى تو چيزى كه به دور آن طواف مىتوان كرد ، همانگونه كه مىتوان دور عرش طواف كرد ، فروفرستادهام . حضرت آدم ( عليه السّلام ) از هند رو به مكّه نمود و تا مكّه پياده آمد . فرشتگان او را ملاقات نمودند و اظهار داشتند اى آدم !