كراهت اقامت دائمى : در اينجا ايرادى بر سر راه ما سبز مىشود . اگر ماجرا چنين است ، چرا زندگى دائمى در جوار مكّه ، مكروه اعلام شده است .
در پاسخ بايد گفت : مكروه بودن زندگى در جوار مكّه با آن همه عظمت و فضيلت و باوجود برتر بودن و فضيلت مجاورين آن ، منافاتى ندارد ، براى اينكه انگيزهء كراهت چند چيز است .
يك : زندگى در جوار آن خوف اين را در پى دارد كه احترام آن را آنطور كه بايد و شايد نگه ندارند و سرانجام محبّت خاصّى كه در دلها وجود دارد ، از بين برود ( چنانچه خيلى از مجاورين اماكن مقدّس ) در طول زمان تعلّق قلبى خود را نسبت به اماكن مقدّسه از دست مىدهند . ( يكى از مجاورين مشهد الرّضا ( عليه السّلام ) گفته بود ، قسم به اين امامى كه هشت سال در جوار او هستم ولى هنوز به زيارت او موفق نشدهام ) .
دو : احتمال دارد گناهى را در جوار مكّه مرتكب شود كه عذاب و عقابى شديد و دوچندانى ، در پى داشته باشد . چون آنچنانكه عبادت در آن امكنه چند برابر است گناه و معصيت نيز چندين برابر خواهد بود .
سه : امكان دارد مداومت در إقامت و زياد ماندن در جوار مكّه باعث ملالت شود و مفارقت و جدايى از آن باعث رغبت و شوق بيشترى خواهد بود .
چهار : گفتهاند : مكّه معظّمه پيش از دعاى حضرت ابراهيم نيز ، خانهء امن بود و از زمان حضرت آدم ( عليه السّلام ) از خرابى و زلزله و طوفان و غير ذالك در امن و امان بود و دعاى ابراهيم ( عليه السّلام ) نوعى تأكيد بر أمن و أمان بودن كعبه بوده است . بعضىها گفتهاند : مكّه پيش از دعاى ابراهيم ( ع ) مانند ساير شهرها بود و پيامبر ( ص ) فرمود :
ابراهيم ( عليه السّلام ) مكّه را حرم قرار داد و من مدينه را حرم قرار دادم » . « 1 »
* * *
[ 127 ] آيهء نهم :
« وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ »
« 2 » ؛ « هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايههاى خانه ( كعبه ) را بالا مىبردند و مىگفتند پروردگارا ! از ما بپذير كه تو شنوا و دانايى » .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 564 ، صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 992 ، حديث ، 1362 .
( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 127 .