« هنگامى كه ابراهيم ( عليه السّلام ) عرض كرد : پروردگارا ! اين سرزمين را شهر امنى قرار ده و اهل آن را كه ايمان به خدا و روز بازپسين آوردهاند ، از ثمرات گوناگون روزى ده ، امّا به آنان كه كافر شدند . بهرهء كمى خواهيم داد . سپس آنان را به عذاب آتش مىكشانم و آنان چه بد سرانجامى دارند » .
« بَلَداً آمِناً »
: در حقيقت « امن و ايمن بودن » مربوط به اهل شهر مكّه مىباشد و از باب نامگذارى « محلّ » به نام « حالّ » مىباشد . امن و ايمن بودن مربوط به « اهل » است كه « حالّ » مىباشد و نام « حالّ » را روى « محلّ » كه شهر باشد ، قرار داده است .
به هرحال مقصود آنست كه اهل مكّه در امن و آسايش باشند . مثلا مىگويند : فلان شخص شبش قائم و نهارش صائم مىباشد ، در حالى كه شب و روز كه نمىتواند ، به پا ايستاده و روزهدار باشد ، بلكه فلان شخص ، در شب قائم است و در روز روزهدار ، نام « حالّ » را در مورد « محلّ » به كار بردهاند .
احتمال ديگر اين است كه كلمهء « انّا » به معنى صاحب ، در تقدير باشد ، يعنى : « شهر را صاحب امن قرار بده » ، نظير اينكه به شيرفروش و خرمافروش « لابن » و « تامر » ( شيرى و خرمايى ) مىگويند . و منظور از « ذو لبن » ، صاحب شير و « ذو تمر » صاحب خرما مىباشد .
« وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ »
؛ « اهل مكّه را از ثمرات گوناگون آن روزى ببخش » .
ابراهيم تقاضاى زندگى راحت و آسوده ، فارغ از جار و جنجال براى اهل مكّه درخواست نموده است ، چه آنكه عائلهاش را در بيابانى بىآب و علف . سكنى داده است و نياز به عنايت خاص خدا دارند .
جمله
« مَنْ آمَنَ »
؛ « كسى كه ايمان به خدا دارد » ، بدل از « اهله » به عنوان بدل بعض از كلّ مىباشد ؛ يعنى : منظور از « اهل مكّه » كسانى است كه مؤمن به خدا و قيامت بوده باشند . از جملهء مزبور استفاده مىشود كه دعاى ابراهيم ( عليه السّلام ) مخصوص مؤمنين ساكن مكّه خواهد بود . خداوند در پاسخ تقاضاى ابراهيم عليه السلام فرموده است :
« قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا . . . »
؛
« مَنْ كَفَرَ »
در محلّ نصب است و مفعول « امتعه » خواهد بود ؛ يعنى : كفّار را نيز روزى مىدهم ، البتّه تدريجى و اندكاندك . زيرا آنها را من آفريدهام و لازم است روزى آنها را در دنيا بدهم و ممكن