قوله :
« عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ »
؛ « خداوند از تخلّفاتى كه در اين زمينه در گذشته قبل از نزول حكم انجام دادهايد عفو فرموده است » . « عمّا سلف » ؛ « از آنچه گذشته است » ؛ يعنى « پيش از نزول آيه مورد بحث » بعضىها گفتهاند : پيش از بازگشت رسول خدا ( ص ) و پرسش او » . بعضىها گفتهاند منظور از « ما سلف » پيش از اسلام است ؛ آنچه كه پيش از اسلام انجام دادهاند ، خداوند عفو مىنمايد . چون « الإسلام يحبّ ما قبله » اسلام جلوتر از خود را مىبرد .
جملهء
« لِيَذُوقَ . . . »
علّت وجوب كفّاره را بيان نموده است ، يعنى : تا نتيجه و عكس العمل خود را بچشند و از ظاهر آن استفاده مىشود كه كفّاره به عنوان جزا و مجازات است ، نه براى پوشش گناهى كه در حال احرام مرتكب شده است ( به سخن ديگر ، عمل خلاف هم جزا و عقوبت دارد و هم كفّاره كه باعث تطهير شخص خلاف كار مىشود ) .
12 -
« وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ »
؛ « كسى كه به اين اخطارهاى مكرّر و حكم كفّاره إعتنا نكند و باز هم مرتكب شكار شود ، خداوند از چنين كسى انتقام خواهد گرفت » ؛ يعنى : كسى كه بعد از منع مذكور ، اقدام به قتل صيد نمايد از كسانى است كه خداوند از او انتقام مىگيرد .
تكرار شكار : محلّ بحث اين است ، اگر كسى كشتن شكار را تكرار نمايد ، آيا بايد دوباره كفّاره بدهد ؟ ( مثلا شترمرغى را در حال احرام كشت و شترى را كفّاره داد و دوباره در حال احرام شترمرغى را شكار نمايد ، آيا كفّارهء آن ، تكرار مىشود يا خير ؟ ابن عبّاس و اكثر علماى شيعه گفتهاند تكرار نمىشود و به تهديد انتقام الهى بسنده شده است و اگر تكرار لازم بود ، بايد بيان مىفرمود . مرحوم حسن بن جبير و همهء علماى اهل سنّت و بعضى از علماى شيعه گفتهاند كه تكرار كفّاره واجب است و قول حق هم همين است .
تحقيق : حقّ مطلب آنست كه به تفصيل معتقد شويم ؛ يعنى : اگر كشتن صيد ، در دو سال و در دو احرام انجام شود بدون هر سخنى ، كفّاره تكرار مىشود و امّا اگر تكرار صيد در يك سال و در دو احرام رخ بدهد ، احتمال دارد كه تكرار كفّاره واجب باشد ؛ براى