شيعه هر دو قول را روايت نمودهاند . شيخ مفيد و ابن ادريس قائل به تخيير شدهاند .
مرحوم شيخ طوسى و ابن بابويه از قول به ترتيب ، طرفدارى نمودهاند . البتّه عمل به ترتيب مطابق احتياط است و برائت ذمّه ( برى بودن ذمّه ) يقينى مىشود .
بنابر قول به تخيير ، بعضىها گفتهاند تخيير مربوط به خود شكاركننده و قاتل است و بعضىها گفتهاند مربوط به دو نفر عادل و حاكم ، مىباشد ، تخيير مربوط به خود « قاتل » باشد ، قول قويتر و نزديكتر به واقع است .
11 - در مسئلهء « قيمتگذارى » بيان نموديم كه از نظر علماى شيعه ، مثلا در كفّاره شترمرغ يا بايد شتر قربانى نمايد ، و يا قيمت و بهاى شتر را گندم خريدارى نمايد . مرحوم عطاء و جماعتى همين قول را گفتهاند ، امّا قتاده نظر داده است كه حيوان شكار شده ( مثلا شترمرغ زنده ) را قيمتگذارى مىنمايند و قاتل بهاى آن را به فقرا إطعام مىنمايد .
همچنين در مورد روزه اختلاف است . شافعى گفته است براى هر مدّ طعام ( 750 گرم ) بايد روزه بگيرد . مرحوم عطاء طرفدار همين قول است و علماى شيعه فرمودهاند در برابر هر مدّ طعام ، بايد يك روز روزه بگيرد . ابو حنيفه و جماعتى از علما همين قول را گفتهاند ( مثلا اگر بهاى قربانى با شصت مد طعام برابر باشد ، بنابر قول اوّل ، اگر قرار باشد روزه بگيرد ، بايد شصت روز و بنابر قول دوّم ، بايد سى روز روزه بگيرد ) .
« أَوْ عَدْلُ ذلِكَ »
؛ « يا معادل آن ، روزه بگيرد » ؛ يعنى : « معادل إطعام روزه بگيرد » به صورت شاذّ و نادر ، كسر عين [ عدل ] قرائت شده است . با فتح عين مساوى بودن از لحاظ حكم را مىرساند ، گرچه از جنس هم نباشند و با كسر عين مساوى بودن از لحاظ مقدار و اندازه را مىفهماند .
قوله :
« لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ »
: جار و مجرور به « جزاء » تعلّق دارد و « و بال » به معناى ضرر و بدى پايان كار است ؛ يعنى : تا بدى و ضرر هتك حرمت نسبت به احرام كه جسورانه مرتكب شده است ، ببيند . يكى از جمله موارد استعمال واژه « و بال » در آيهء 16 مزمّل است « پس مؤاخذه كرديم او را ، مؤاخذهاى سنگين و بد » . عربها مىگويند :
« و الطّعام الوبيل » ؛ « طعامى كه بر معده ، سنگينى نموده و اثر بد و سخت و سنگينى را به معده ايجاد مىنمايد » .