تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
قَرِيباً »
« 1 » ؛ « خداوند آنچه را به پيامبرش در عالم خواب نشان داد راست بود . به‌طور قطع ، همهء شما به خواست خداوند وارد مسجد الحرام مىشويد . در نهايت امنيّت و در حالى كه سرهاى خود را تراشيده يا ناخن‌هاى خود را كوتاه نموده‌ايد و از هيچ كس ترس و وحشتى نداريد ، ولى خداوند چيزهايى را مىدانست كه شما نمىدانستيد ( و در اين تأخير حكمتى ) بود . و قبل از آن ، فتح نزديكى براى شما قرار داد » ؛ بعضىها گفته‌اند پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در مدينه خوابى ديد كه به اتّفاق يارانش براى انجام مناسك عمره وارد مسجد الحرام مىشود . اين خواب را براى يارانش بيان كرد . همگى شاد و خوشحال شدند و تصوّر مىكردند كه تحقّق خواب در همين سال ، واقع خواهد شد و وارد مكّه مىشوند . هنگامى كه به « حديبيّه » رسيدند مشركان راه ورود به مكّه را بر روى آنان بستند . منافقين اظهار شكّ و ترديد نمودند و گفتند : ما سر نتراشيديم ، تقصير نكرديم و وارد مسجد الحرام نشديم . حتّى عمر گفت : از هنگامى كه مسلمان شدم شكّ و ترديدى در دل نداشتم ، مگر امروز كه دچار شكّ شدم . آيهء فوق نازل شد و مسلمانان در سال آينده وارد مسجد الحرام شدند » .
« الرُّؤْيا »
: با نزع خافض ( اسقاط حرف جرّ ) منصوب است ، در اصل « فى الرّؤيا » بوده است .
« بِالْحَقِّ »
يا حال براى « رؤيا » است ( خوابى كه متلبّس به حق بود ) و يا تقدير آيه چنين بوده است . « صدقا متلبّسا بالحق » ؛ « خواب پيامبر راست بود و حقّ » . منظور از « حقّ » حكمت است ؛ يعنى : فرق گذاردن بين كسى كه حق مىگويد و كسى كه دروغ مىگويد .
« لَتَدْخُلُنَّ »
لام براى جواب قسم است ( و اللّه لتدخلن : يعنى به خدا سوگند كه وارد مسجد الحرام مىشويد ) . و
« إِنْ شاءَ اللَّهُ »
ممكن است نوعى تعليم به هر فرد عادى باشد كه به هنگام خبردادن از آينده تكيه بر مشيّت و إراده الهى را فراموش نكند و خود را در كارها مستقلّ و بىنياز از لطف او نداند . و نيز ممكن است اشاره به شرايطى باشد كه خداوند براى موفقيّت ورود به مسجد الحرام در آيندهء نزديك ) قرار داده است و آن باقى ماندن بر خطّ توحيد و تقوى است و ممكن است افرادى در اين فاصله ، عمرشان به پايان برسد و به انجام حج موفّق نشوند .
هامش
( 1 ) . سورهء فتح ، آيه 270 .