است و قول به استحباب مشهور مىباشد . در صورت تقسيم يك سوّم آن را بايد صدقه و يك سوّم آن را بخشش نمايد و يك سوم آن را ميل فرمايد و اگر خوردنش از يك سوّم كمتر باشد ، اشكالى ندارد .
3 - واجب است كه قربانى واجب ، تمام الخلقه باشد و لاغر و ناقص الخلقه نباشد و جملهء
« لَكُمْ فِيها خَيْرٌ »
؛ « در آن براى شما خير و بركت است » ، به مطلب مذكور ، اشاره دارد . براى اينكه در حيوان ناقص و لاغر ، خير و بركتى نيست .
4 -
« لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها »
؛ يعنى « گوشت و خون قربانى ، به تنهايى نمىتواند باعث جلب رضاى خداوند باشد ، بلكه پرهيزگارى و فرمانبردارى شما از دستورات الهى و بهرهگيرى از مال حلال و طيّب قربانى دادن شما و با طيب خاطر ، قربانى كردن شما ، باعث جلب رضاى اللّه خواهد شد .
بعضىها گفتهاند : در دوران جاهليّت شتر را نحر مىكردند و خانهء خدا را با خون آن آلوده مىساختند . مسلمانان هم مىخواستند اين كار را بكنند ، لذا خداوند با آيه مورد بحث ، آنان را نهى فرمود .
5 -
« كَذلِكَ سَخَّرْناها »
؛ « اينگونه ما آنها را مسخّر شما ساختيم » . خداوند بعد از اينكه شترها را توصيف نمود كه عظيم الجثّه و داراى منافعى مىباشند و در حال ايستاده بايد نحر شوند ، گزارش مىفرمايد كه آنها را تسليم شما قرار دادهام و راستى نعمت بزرگى است كه كودكى بتواند حيوان به آن بزرگى و نيرومندى و پرقدرت را در اختيار خود داشته باشد ، پاهاى او را ببندد و او را نحر نمايد . اين نعمت بزرگ واقعا بايد مورد شكر و ستايش قرار بگيرد و مسئلهء تسخير را دوبار يادآورى نموده است در صدر آيه فرموده است : « مسخّر نمودم تا شكرگزارى نماييد .
« عَلى ما هَداكُمْ »
؛ « به خاطر هدايت و راهنمايى كه به شما عنايت فرموده است ، خداوند را بزرگ شمريد . چه آنكه هدايت الهى ، باعث تقواى دلها است و بزرگ شمردن و تعظيم نعمتدهنده از لوازم امتثال دستور او خواهد بود .
* * *
[ 117 ] آيهء نهم :
« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا ، فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً